ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - نصب امام، نصب خداوند متعال
مىفرمايند:
«امام، مانند خورشيد طالع است كه نورش عالم را فرا گيرد و خودش در افق است، به نحوى كه دستها و ديدگان به آن نرسد. امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستارهاى است راهنما در شدّت تاريكىها و رهگذر شهرها و كويرها و گرداب درياها (يعنى زمان جهل و فتنه و سرگردانى مردم). امام آب گواراى زمان تشنگى و رهبر به سوى هدايت و نجاتبخش از هلاكتگاههاست. هر كه از او جدا شود، هلاك مىشود. امام ابرى است بارنده؛ بارانى است شتابنده؛ خورشيدى است فروزنده؛ سقفى است سايه دهنده؛ زمينى است گسترده؛ چشمهاى است جوشنده و بركه و گلستان است. امام همدم و رفيق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به كودك، پناه بندگان خطاكار در گرفتارى سخت است. امام، امين خداست در ميان خلقش و حجّت او بربندگانش و خليفه او در بلادش و دعوت كننده به سوى او و دفاع كننده از حقوق او است. امام، از گناهان پاك و از عيبها بر كنار است. به دانش مخصوص و به خويشتندارى نشانهداراست. موجب نظام دين و عزّت مسلمانان و خشم منافقان و هلاك كافران است. امام يگانه زمان خود است. كسى به همطرازى او نرسد؛ دانشمندى با او برابر نباشد؛ جايگزين ندارد؛ مانند و نظير ندارد؛ به تمام فضيلت، مخصوص است، بىآنكه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد؛ بلكه امتيازى است كه خدا به فضل و بخشش، به او عنايت فرموده.»[١]
تذكّر اين نكته ضرورى است كه معصوم (ع) شاعرانه سخن نمىگويد و در هنگام بيان امرى، به قصد زيباسازى كلام از ادوات شاعرانه بهره نمىجويد و حقايق را، چنانكه در خور فهم مخاطب باشد، بيان مىدارد و از اغراق مىپرهيزد. هر يك از توصيفات، مبين شأنى و قدرتى است كه به اذنالله در امام معصوم (ع) جمع است و همه اين صفات و شئون، به اذن الله، به ايشان عطا شده، ذاتى وجود ايشان است و به هيچ روى از ايشان جدا نمىشود.
هر يك از ائمّه (ع)، واجد همه شئونى است كه در امام پيش از خود و پس از خود، حاضر است.
پس از بيان صفات و شئون، حضرت جمله عقول و قدرت شناخت و شناسايى موجود بشر را قاصر و ناتوان در رسيدن به آن قلّه رفيع و درك عظيم امام معرفى مىنمايند:
«كيست كه امام را تواند شناخت يا انتخاب امام براى او ممكن باشد؟ هيهات! در اينجا، خردها گمگشته، خويشتندارىها بيراهه رفته و عقلها سرگردان و ديدهها بىنور و بزرگان كوچك شده و حكيمان متحير و خردمندان كوتاهفكر و خطيبان درمانده و خردمندان نادان و شعرا وامانده و ادبا ناتوان و سخندانان درماندهاند كه بتوانند يكى از شئون و فضائل امام را توصيف كنند. همگى به عجز و ناتوانى معترفند. چگونه ممكن است تمام اوصاف و حقيقت امام را بيان كرد يا مطلبى از امر امام را فهميد و جايگزينى كه كار او را انجام دهد، برايش پيدا كرد؟! ممكن نيست، چگونه و از كجا؟ در صورتى كه او از دستيازان و وصف كنندگان، اوج گرفته و مقام ستاره در آسمان را دارد. او كجا و انتخاب بشر؟ او كجا و خرد بشر؟ او كجا و مانندى براى او؟»[٢]
نفى اختيار بشر در انتخاب امام و ردّ اكتسابى بودن اين منصب، در فراز ديگر سخن امام (ع) بيان شده است.
حضرت على بن موسى الرّضا (ع)، اعلام مىدارند كه بىهيچ ترديد، امام از جانب خداوند متعال منصوب شده و الزاماً از ذرّيه حضرت رسول الله (ص) هستند. معصوم از خطا و لغزش و مستقر در مقام حجّت، در حالى كه حجّيت قول و فعل ايشان مورد گواهى خداوند متعال واقع شده است.
به عبارتى، امام در اين فراز، به واقعه سقيفه و خطاى بزرگ مدّعيان امر امامت پس از رحلت حضرت نبى اكرم (ص) اشاره دارند و به صراحت، پرده از انحراف آنان و بازى خوردنشان توسط ابليس لعين برمىدارند.
در فرازهاى بعدى، امام رضا (ع) با اشاره به عهد امام و عهدى كه ضرورتاً خداوند درباره امام بر دوش مردم نهاده، صفات ممتاز و ثابت امام معصوم و منصوب خداوند را برمىشمارند و همگان را متذكّر مىشوند كه تنها اشخاصى با اين صفات مىتوانند به عنوان حجّت موجّه بر بندگان خدا قيام كنند كه:
«گمان مىبرند كه امام در غير خاندان رسول خدا (ص) يافت مىشود؟ به خدا! كه ضميرشان به خودشان دروغ گفته (تكذيبشان كند) و بيهوده آرزو بردند. به گردنه بلند و لغزندهاى كه به پائين مىلغزند، بالا رفتند و خواستند كه با خرد گمگشته و ناقص خود و با آراى گمراه كننده خويش، نصب امام كنند و جز دورى از حق بهره نبردند. «خدا آنها را بكشد! به كجا منحرف مىشوند؟»[٣] آهنگ مشكلى كردند و دروغى پرداختند و به گمراهى دورى افتادند و در سرگردانى فرو رفتند كه با چشم بينا، امام را ترك گفتند. «شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست و از راه، منحرفشان كرد؛ با آنكه اهل بصيرت بودند.»[٤]
از انتخاب خدا و انتخاب رسول خدا (ص) و اهل بيتش روى گردان شده و به انتخاب خود گراييدند؛ در صورتى كه قرآن صدا برآورد كه:
«وَرَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ؛[٥]
پروردگارت هر چه خواهد، بيافريند و انتخاب كند.»
اختيار به دست آنها نيست. خدا از آنچه با او شريك مىكنند، منزّه و