ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٣ - سينماى دينى و مهدوى امروز ما؛ هست ها و بايدها
بايد موضوع خوبى را انتخاب كنيم و مطلب خوبى را براى خودمان تصوّر كنيم. فرض كنيم مىخواهيم آن تز را تا انتهاى فيلم ثابت كنيم. بعد براى آن يك داستان خوبى بنويسيم، يك داستان جذّابى كه عناصر دراماتيك و جذّابى درآن وجود داشته باشد؛ خداوند احسن القصص، داستان حضرت يوسف (ع) را در قرآن مثال مىزند. اجزاى اين قصّه را وقتى بررسى مىكنيم، مىبينيم تمام عناصر جذّابيت در اين داستان واقعاً هست و اين داستان بطنهاى مختلفى دارد كه همه اين بطنها براى مخاطب ايجاد جذّابيت مىكند! فراق، عداوت، حسادت، عشق، رسيدن به انسانها، برخورد كريمانه و برخورد خصمانه و بقيه موارد ...
ما اگر بتوانيم موضوع خوبى را انتخاب كنيم و براى آن داستان خوبى هم بنويسيم، بعد عوامل خوبى هم برايش انتخاب كنيم، از عوامل جلوى دوربين گرفته تا عوامل پشت دوربين فيلمى هم كه ساخته مىشود، خوب خواهد بود. حالا بايد سينمايى هم داشته باشيم كه استانداردهاى لازم را داشته باشد؛ يعنى بايد صداى خوب، تصوير خوب، حتّى صندلى خوب و نور مناسب داشته باشد و زمان اكران و پخش هم بايد به احسن انتخاب شود.
توجّه به اين هم مهم است كه آيا قرار است من فقط براى مردم ايران فيلم بسازم يا اينكه پيام دين من پيام جهانى است و من بايد براى تمام جهان اين فيلم را پخش كنم و بايد بتوانم ظرفيتهاى نمايشى ساير كشورها را در اختيار بگيرم؟
من مىخواهم معارف دينم را گسترش دهم و تعريف صحيحى از آن به مسيحىها و يهودىها و لاييكهاى اروپايى- آمريكايى بدهم.
من بايد ظرفيّت نمايشى ساير كشورها را داشته باشم كه اين را الآن نداريم! ٩٨% ظرفيّتهاى نمايشى دنيا در دستان آمريكا و اسرائيل و صهيونيستهاست. من وقتى به عنوان حكومت جمهورى اسلامى مىخواهم يك پيام دينى را منتقل كنم، بايد به آن زيرساختها دست پيدا كنم يا حتّى شبكههاى جهانى را در اختيار بگيرم. آنها شبكههاى ما را فيلتر مىكنند و وقتى شبكهاى فيلم ضدّصهيونيستى پخش مىكند كلّ آن سيستم را فلج مىكنند كه ما نتوانيم برنامهاى را پخش كنيم. بنابراين نياز به تكنولوژى پخش فيلمها هم داريم. سريال حضرت يوسف (ع) به دليل داشتن قصّه خوب، پيام مناسب و ساختار خوبى كه داشت، به عنوان قصّهاى قرآنى و نه متكّى به «انجيل» و «تورات» و ... ظرفيّتهاى نمايشى خوب، انتخاب عوامل و ... تعداد بسيار زيادى در دنيا اين فيلم را ديدند و شبكههاى مختلفى به زبانهاى مختلف اين فيلم را پخش كردند. اين ظرفيّتهايى است كه ما بايد به وجود بياوريم.
ما نياز به يك ماهواره اسلامى داريم تا بتوانيم برنامهها و شبكههاى خودمان را براى تمام دنيا پخش كنيم. آن وقت ديگر نگاه انتفاعى به فيلم نبايد داشته باشيم كه اگر نگاه انتفاعى به اين موضوعات دينى داشته باشيم، به نتيجه نمىرسيم و مجبور هستيم دنبال فروش باشيم و براى آن بازاريابى كنيم. انتفاع ما از توليد و توزيع فيلم هايمان بايد تغيير تفكّر جهانى و تغيير در تفكّر ابناى بشربراى نيل به زمان موعود باشد.
چرا اقبال به سمت توليد فيلمهاى دينى، به خصوص درباره اشخاص دينى و مذهبى، مثل حضرت موسى (ع)، امام على (ع)، امام رضا (ع) وامثالهم در كشور ما اينقدر كم است؟ و آنقدر كه به ساير مباحث پرداخته مىشود به اين موضوعات پرداخته نمىشود؟ چه محدوديّتهايى وجود دارد؟
موضوعات دينى و به خصوص تاريخى، نياز به متولّى دولتى دارد و بخش خصوصى به خاطر هزينههاى سنگين اين طور پروژهها، عملًا نمىتوانند سرمايهگذارى كنند. براى ساخت فيلمهاى تاريخى و مذهبى بايد دولت و صداوسيما سرمايهگذارى كند و اگر هم مىخواهيم نگاهى استراتژيك و جهانى به سينما و تصوير و داستان گويى داستانهاى دينى داشته باشيم، بايد هر ساله براى آن، بودجههاى خاصّى كنار بگذاريم؛ چون ساخت اين فيلمها واقعاً هزينهبر است. اصلًا هنر سينما هنر هزينه بريست و مثل نقّاشى نيست كه با يك بوم بتوان اثرى زيبا به تصوير كشيد. سينما يك وسيله بيانى پرهزينه است. البتّه تأثيرگذار هم هست و بُرد بسيار زيادى دارد.
الآن براى اين كار چه بودجهاى كنار گذاشته مىشود؟
اصلًا سينما براى مسئولان ما محلّى از اعراب ندارد. به اين علّت كه سينما خيلى همگرا نيست. طبيعى است كميسيونهاى مختلفى كه مىخواهند بودجه اختصاص دهند، فكر كنند معاش روزانه مردم خيلى مهمتر از سينما و فرهنگ است! در صورتى كه ما اگر خورد و خوراك و ارتباطات و بهداشت و همه اينها رابراى يك جامعه فراهم كنيم، همين مىشود كه الآن در جامعه سكولار اروپا، آمريكا، انگليس ... قابل مشاهده است. ما بايد اينها را براى ساختن انسانها، كرامت انسانها و براى زمينه سازى تغيير الگوهاى دنيا هزينه كنيم.
محدوديّتهاى دينى هيچوقت براى يك هنرمند در انتقال مفاهيم هنرى نمىتوانند سد باشد؛ اولّاً قرار است ما مفاهيم دينى را منتقل كنيم. قرار نيست در اين مفهوم دينى كه مىخواهيم منتقل كنيم متشبّث به مسائل ومباحث غيرشرعى شويم ونمى توانيم با فرآيندى غيرشرعى، يك مطلب شرعى را مطرح كنيم وحسنهاى را از طريق سيّئهاى نشان دهيم. اين نمىشود و اينها با هم در تضاد هستند. ما بايد يك عمل حسنه و خوب را با روش مشروع نشان دهيم. يا براى اينكه قصهاى جذّاب شود، نمىتوانيم عمل نامشروعى را در آن به تصوير بكشيم وتصوير گناه آلودى را نشان بدهيم. اين جذّابيتها، جذّابيتهاى دينى و مشروع براى مخاطب نيست، جذّابيتهاى تحميل شده از غرب بر ماست و يكى از همان فرمولهاى بيست و چندگانهاى است كه به ما تحميل شده و در دانشگاههاى ما، تدريس و به دانشجويان ما در قالب كلاس و كتاب ديكته مىشود، اينها اتّفاقاً محدوديّتزا نيست.
بايد قصّه را شرعى تعريف كرد. در عين حال هم بايد براى مخاطب جذّابيت داشته باشد.
با تشكّر از شما كه در اين گفتگو شركت كرديد.
من هم از شما متشكرم