ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - (٢) بُعد سياسى حجّ
پيشگفتار:
قرنها از بناى «كعبه»، به عنوان اوّلين خانهاى كه به فرمان خداوند براى انسانها ساخته شده است، مىگذرد.[١]
قرآن چه روشن و زيبا در وصف اين خانه گزارش مىدهد:
«و چون براى ابراهيم (ع) جايگاه كعبه را آماده كرديم، گفتيم- در اين كانون توحيد- چيزى را شريك من نكن و خانه ام را براى طوافكنندگان، قيامكنندگان، ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك دار و ميان مردم نداى حجّ ده تا پياده و سوار بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو آيند تا ناظر منافع خود باشند و نام خدا را در روزهاى معّين بر ذبح آنچه از چهارپايان روزيشان كرده است، ياد كنند. پس از آنها بخوريد و به درمانده مستمند بخورانيد ...»[٢]
در تفسير اين آيات، على بن ابراهيم از معصومان (ع) نقل مىكند:
هنگامى كه به حضرت ابراهيم چنين دستورى داده شد، عرض كرد: خداوندا! صداى من به گوش مردم نمىرسد امّا خدا به او فرمود: «تو اعلام كن و من به گوش آنها مىرسانم.»
ابراهيم (ع) بر محلّ مقام برآمد و انگشت در گوش گذارد و رو به سوى شرق و غرب كرد و گفت: «اى مردم! حجّ خانه كعبه بر شما نوشته شده، دعوت پروردگارتان را اجابت كنيد. خداوند صداى او را به گوش همگان، حتّى كسانى كه پشت پدران و رَحِم مادران بودند، رسانيد و آنها در پاسخ گفتند:
لَبَّيكَ، اللّهُمَّ لَبَّيكَ ...
و تمام كسانى كه از آن روز تا روز قيامت در مراسم شركت مىكنند، از كسانى هستند كه در آن روز دعوت ابراهيم (ع) را اجابت كردند ..[٣]
آرى، قرنهاست كعبه، محور پرواز پروانههاى دلباخته محبوب است. دلهاى سرشار از ايمان كه از تمام نقاط دور و نزديك به اين كانون نور جذب مىشوند. پير و جوان، كوچك و بزرگ، زن و مرد از هر تيره و نژاد و قبيله از راه دور و نزديك، لَبّيك گويان، عاشقانه به سوى او مىآيند تا جلوههاى ذات پاك خدا را در آن سرزمين مقدّس با چشم جان تماشا كنند و خود را غريق رحمت بى دريغش ببينند. همانطور كه در آيات اشاره شد تا منافع خويش را با چشم خود مشاهده كنند.
روشن است كه هيچ گونه محدوديّتى در لفظ منافع نيست. تمام بركات و منافع معنوى و نتايج مادّى، فوايد فردى و اجتماعى، فلسفههاى سياسى و اقتصادى و اخلاقى را شامل مىشود و به تعبير امام صادق (ع):
«منافع دنيا و منافع آخرت، هر دو را در بر مىگيرد ...»[٤]
اين مناسك عظيم در حقيقت داراى چهار بُعد است كه هر يك از ديگرى ريشهدارتر و پرسودتر است:
(١) بُعد اخلاقى حجّ
مهمترين فلسفه حجّ، همان دگرگونى اخلاقى است و بى جهت نيست كه در روايات اسلامى مىخوانيم:
«كسى كه حجّ را به طور كامل انجام دهد، از گناهان خود بيرون مىرود همانند روزى كه از مادر متولّد شده است.»[٥]
سخنان بيدارگر امام سجّاد (ع) خطاب به شبلى بزرگترين كلاس اخلاق حجّ است و آنها كه توفيق اين سفر را يافتهاند، با تمام وجود لمس كردهاند كه گويا براى يك زندگى جديدى متولّد شدهاند.
(٢) بُعد سياسى حجّ
روح عبادت، توجّه به خدا و روح سياست، توجّه به خلق است. اين دو در حجّ مانند تار و پود يكپارچه به هم آميختهاند.
حجّ، عاملى بسيار قوى براى توحيد كلمه و وحدت جوامع مسلمان است.
حجّ، عامل مبارزه با تعصّبات ملّى و نژادى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافيائى است.
حجّ، وسيلهاى براى شكستن سانسورها و از بين بردن خفقانهاى نظامى ظالمانه است.
حج، عامل مؤثّرى است براى انتقال اخبار سياسى كشورهاى اسلامى و شكستن زنجيرهاى اسارت، استعمار و آزادى مسلمانان.
على (ع) درباره حجّ مىفرمايند:
«الحَجُّ تَقوِيَةً لِلدّين؛[٦]
حجّ عامل تقويت و نيرومندى دين است.»
و حضرت صدّيقه كبرى (س) در «خطابه فدك» مىفرمايند:
«وَ الحجّ تَشييداً لِلدّين؛[٧]
خداوند حجّ را براى استحكام بخشيدن به دين مقرّر فرمود.»
بىجهت نيست كه يكى از سياستمداران معروف بيگانه در گفتار پرمعناى خود مىگويد:
واى به حال مسلمانان اگر معناى حجّ را نفهمند و واى بر حال دشمنانشان اگر معناى حجّ را درك كنند.