ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ذبيح اعظم
نشده است. بنابراين تعبير ذبيح اعظم كمترين چيزى است كه مىتوان در حقّ سيّدالشّهدا (ع) گفت. نكته جالب توجّه اينكه حضرت اسماعيل (ع) با اينكه: ذبيح الله ناميده شده است و به راستى حضرت ابراهيم (ع) عزم بر ذبح او داشت و ذرّهاى در اطاعت امر خداوند متعال سستى نكرد، ولى خدا نخواست كه او حقيقتاً ذبح گردد و مشيّتش بر آن قرار گرفت كه ذبيح حقيقى از نسل او و فرزند پيغمبر خاتم (ص) و جگرگوشه فاطمه (س) و سيّد و سالار شهيدان (ع) باشد.
آرى. حسين بن على (ع)، انسانى برتر از عرش و فرش است كه خدا او را در قرآن كريم نفس مطمئنّه ناميده: «ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» و او را به جوار خود فراخوانده است: «ارْجِعِيإِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.»[١] و او نيز با كمال اخلاص در لبّيك گفتن به فراخوان پروردگار، شتاب كرده[٢] و با دادن سر مباركش در راه رضاى پروردگار در مناى حسينى، ذبيح اعظم خدا شده است.
پى نوشت ها
[١]. علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج ١٣، ص ١٠٤ و ج ١٤، ص ١٨٢، چاپ بيروت، سال ١٤٠٤.
[٢]. همان، ج ٩٨، ص ٢٣٧ و ٣٢٠.
[٣]. شيخ، صدوق، من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ٨٩، انتشارات جامعه مدرسين سال ١٤١٣ ق، وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ٢٦٠، مستدرك الوسائل، ج ١٦، ص ٩٧، بحارالأنوار، ج ١٥، ص ١٢٦، بحارالأنوار، ج ١٠١، ص ٣٢٤، الخصال، ج ١، ص ١٥٦.
[٤]. من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٦٨.
[٥]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٢٢ و ج ١٥، ص ١٢٨، ح ٦٩.
[٦]. الصافات، آيه ١٠٧.
[٧]. سوره بقره (٢)، آيه ١٢٤.
[٨]. مركز فرهنگ و معارف قرآن، دايرة المعارف قرآن كريم، ج ١، ص ٥٣١، انتشارات دفتر تبليغات، ١٣٨٢.
[٩]. تفسير نمونه، ج ١٩، ص ١١٨.
[١٠]. من لايحضره الفقيه، ج ٢، ص ٢٣٠، ح ٢٢٧٨.
[١١]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٢٩ ح ٧، قرب الإسناد، ص ١٧٣
[١٢]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٣٠، ح ١١ و، ص ١٣٢.
[١٣]. الميزان، ج ٧، ص ٢٣٢ و ج ١٧، ص ١٥٣.
[١٤]. ترجمه الميزان، ج ٧، ص، ٣٢٣ الميزان، ج ٧، ص ٢٣٢
[١٥]. (٣٧) الصافات ١٠٠- ١٠٧
[١٦]. مجمع البيان، ج ٨، ص ٧٠٨.
[١٧]. تفسير نمونه، ج ١٩، ص ١١٦.
[١٨]. سوره بقره (٢)، آيه ١٨٤؛ سوره مائده (٥)، آيه ٣٦؛ سوره معارج (٧٠)، آيه ١١؛ سوره آل عمران (٣)، آيه ٩١. سوره يونس (١٠)، آيه ٥٤. سوره رعد (١٣)، آيه ١٨؛ سوره زمر (٣)، آيه ٤٧.
[١٩]. لسان العرب، ج ٢، ص ٥٩٩.
[٢٠]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٢٢ و ج ١٥، ص ١٢٨، ح ٦٩.
[٢١]. دايرة المعارف قرآن كريم، ج ١، ص ٥٣٢- ٥٣٣ مركز فرهنگ و معارف قرآن، انتشارات دفتر تبليغات، چاپ ١٣٨٢.
[٢٢]. تفسير نمونه، ج ١٩، ص ١١٦.
[٢٣]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٢٢ و ج ١٥، ص ١٢٨، ح ٦٩، الخصال، ج ١، ص ٥٥، ح ٧٨، عيون أخبار الرضا (ع)، ج ١، ص ٢١٠، ح ١، مستدرك الوسائل، ج ١٦، ص ٩٨، ح ١٩٢٦٨.
[٢٤]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٢٤ و ج ٤٤، ص ٢٢٥.
[٢٥]. بحارالأنوار، ج ٤٥، ص ٢١ و ج ٤٤، ص ٣٠٢، ح ١٣ و ج ٤٥، ص ٢١١.
[٢٦]. سوره فجر (٨٩)، آيه ٢٧.
[٢٧]. ر. ك: بحارالأنوار، ج ٢٤، ص ٩٣.
منبع: روزنامه ايران