ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٥ طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
ما (امام مهدى (ع)) ظهور كند، با او خواهد بود»، سپس فرمود: «هر پيغمبرى كه دانش يا چيز ديگرى را به ارث گذاشته، به آل محمّد (ص) رسيده است».[١]
همانطور كه در اين حديث طولانى آمده است، امام صادق (ع) حقيقت اين پيراهن را بيان فرموده كه از كجا آمده و در نهايت به دست اهل بيت (ع) رسيده است و اين پيراهن از جمله مواريث انبياء (ع) به شمار مىآيد. همين يك حديث در توضيح پيراهن حضرت يوسف (ع) ما را كفايت مىكند. اين پيراهن نيز هم اكنون نزد حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عج) است.
٥. طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
تعدادى ديگر از مواريث انبيا (ع) نيز هستند كه آنها هم هر كدام بنا بر حكمت و مصلحتى، در اختيار امام مهدى (ع) اند. براى روشن شدن مطلب به ذكر يك حديث مفصّل اكتفا مىكنيم.
بخشى از حديثى كه از امام صادق (ع) در اين زمينه نقل شده، به شرح ذيل است:
همانا شمشير رسول خدا (ص)، پرچم و جوشن و زره و خود پيامبر (ص)، پرچم ظفربخش پيامبر (ص)، الواح موسى و عصاى او، انگشتر سليمان بن داوود، طشتى كه موسى (ع) قربانى را در آن انجام داد، اسمى كه نزد پيامبر (ص) بود و چون آن را ميان مسلمانان و كفّار مىگذاشت تا از مشركان به مسلمانان نشانهاى نرسد (و من آن را مىدانم) و هر آنچه را كه فرشتگان آوردهاند نزد من است، داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنىاسرائيل، و بر در هر خانهاى كه تابوت پيدا مىشد، نشانه اعطاى نبوّت بود و سلاح به هر كس از خانواده ما رسد؛ امامت به او داده مىشود. همانا پدرم، امام باقر (ع)، زره رسول خدا (ص) را پوشيد، دامنش اندكى به زمين مىكشيد و من آن را پوشيدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدى (ع)، كسى است كه چون آن را پوشد، به اندازه قامتش باشد. ان شاءالله».[٢]
اين حديث به طور صريح بخشى از ودايع نبوّت و مواريث انبياى الهى (ع) را ذكر كرده است و تصريح نموده كه همه آنها به دست ائمه (ع) رسيده و در نهايت نيز به خدمت امام عصر، حضرت مهدى (ع) مىرسد.
همچنين در كتاب «الغيبة» نعمانى از عبدالله بن سنان روايت شده است كه امام محمّدباقر (ع) فرمود:
«خداوند بر خلاف وقتى كه تعيين كنندگان وقت ظهور امام مهدى (ع) معين كردهاند، عمل مىكند. پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست كه جبرئيل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در ميان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرئيل عرض كرد: اى محمّد! به خدا قسم اين پرچم، از پنبه و كتان و ابريشم و حرير نيست. پيامبر فرمود: پس از چيست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پيغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پيچيد و به دست على (ع) داد و پيوسته نزد آن حضرت بود تا اينكه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پيروز گردانيد؛ آنگاه على (ع) آن را پيچيد و هميشه نزد ما بوده و هست و ديگر هيچ كس آن را نمىگشايد تا اينكه قائم ما (ع) قيام كند. وقتى قائم قيام نمود، آن را به اهتزاز درمىآورد و هركس در شرق و غرب عالم باشد، آن را مىبيند؛ رعب و ترس از وى يك ماه زودتر، از پيش روى و چپ و راست او رفته و در دلها جاى مىگيرد. آنگاه گفت: اى محمّد! او به خونخواهى پدرانش قيام مىكند و سخت خشمگين است و از اينكه خداوند بر اين خلق غضب نموده، متأسّف مىباشد. او پيراهن پيامبر (ص) را كه در جنگ احد پوشيده بود، به تن دارد و عمامه و