ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - طبّ ايرانى مادر مكاتب پزشكى
به جمعآورى تجربه و آموزش سينه به سينه كردند و تاكنون چراغ اين مكتب را هر قدر كمسو ولى روشن نگهداشتند. امّا از حدود ١٠ سال قبل تا امروز شور و نشاطى در ميان طبقه پزشكان و داروسازان پديد آمد كه منجر به تصويب دوره كارشناسى ارشد طبّ سنّتى شد. احياى طبّ سنّتى و آكادميك شدن آن مرهون تلاش بىوقفه عزيزان گمنامى است كه تمام هستىشان را در اين راه خالصانه فدا كردند.
مكتب طبّ اخلاطى در كنار طبّ رايج قرار مىگيرد يا در تقابل با آن؟
مكتب طبّ اخلاطى كه تسامحاً طبّ سنّتى ناميده مىشود داراى پتانسيلهايى است كه اگر به كار گرفته شود قادر است در بسيارى از موارد كه اصولى و زيربنايى هستند نه تنها طبّ رايج، بلكه ساير مكاتب پزشكى جهان را يارى رساند. اين مكتب سبب ارتقاى دانش نوين خواهد شد زيرا پنجرهاى جديد به روى جهان علم خواهد گشود. امروزه اگر حرف نويى بخواهيم به ميدان بياوريم، بايد ريشههاى آن علم را در اين مكتب بجوييم.
اين مكتب چه بيمارىهايى را درمان مىكند و تحت پوشش قرار مىدهد؟
هر مكتب پزشكى به واسطه تعريف و نگرشى كه از انسان، صحت، مرض، درمان، دارو و ... دارد مسلّماً داراى امتيازات، موفقيتها و همچنين ضعفها يا بنبستهاى علمى است. امّا نكته مهم آن است كه يك مكتب پزشكى بايد داراى پويايى باشد؛ يعنى داراى مبانى اجتهادى علمى باشد و چون مكتب طبّ اخلاطى داراى اين ويژگىهاست لذا ما نمىتوانيم آن را محدود به حدود كنيم. بنابراين ما به هر ميزان كه امكانات، تجهيزات، نيروى انسانى تعليم يافته و مجرب و مراكز پژوهشى متناسب تأمين كنيم، امكان دخالت در درمان انواع بيمارىها براى اين مكتب بيشتر و بيشتر مىشود.
پس همانگونهكه طبّ رايج بدون پژوهش و آموزش، توسعه نمىيابد مكتب طبّ اخلاطى نيز نيازمند اين زمينههاست تا به كمال خود برسد. حتى اگر در اين مقطع كه فاقد نيروى انسانى آموزش ديده براى مراكز درمانى، فاقد سيستم داروسازى مورد نياز اين مكتب و فاقد ابزار و ادوات كلينيكى و پاراكلينيكى مورد نياز اين مكتب هستيم، بخواهم در مورد قابليت درمانى اين مكتب حرفى بزنم، بايد بگويم حتى در اين شرايط و با دست خالى هم قادريم بسيارى از بيمارىهايى را كه بهعنوان معضل پزشكى رايج شناخته شده درمان يا حداقل كنترل كنيم.
در طبّ سنّتى در بخش درمان مسئلهاى به نام «وحدت جسم و روح» وجود دارد كه در طبّ رايج كمتر به آن پرداخته مىشود. در مورد جايگاه وحدت جسم و روح در طبّ سنّتى توضيح مىدهيد؟
تعريفى كه مكتب طبّ اخلاطى از انسان ارائه مىكند بسيار جامعتر و كاملتر از تعريفى است كه طبّ آلوپاتى از انسان دارد. از آنجا كه انسان داراى ٢ بعد جسمانى و روحانى است، مكتب طبّ اخلاطى نيز داراى ٢ شاخه طبّ جسمانى و طبّ روحانى است. هر طبيب مكتب طبّ اخلاطى در آموزشها مىبايست اين دو موضوع را بهطور موازى در كنار هم بياموزد، زيرا توجه به يكى و غفلت از ديگرى موجب كاهش تأثير درمان يا ناقص ماندن آن يا موفق نبودن در درمان بيماران خواهد شد. در اين مكتب حتى براى تدابير حفظ الصحّى اشخاص سالم نيز هر دو بعد را در نظر مىگيريم و به آن توجه مىكنيم.
شيوههاى درمانى اين مكتب چه شباهتهايى با طبّ رايج دارد؟