ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - ٢ گروه هاى مختلف ياران امام مهدى (عجل الله عالى فرجه الشريف)
ج) نجبا
نجبا جمع «نجيب» در لغت به معناى مردمان نجيب و اصيل و بزرگزاده و گرامى گوهر است و در اصطلاح صوفيه بر چهل مرد كه مأمور اصلاح احوال مردم و حمل اثقال آنها و متصرف در حقوق خلق هستند، اطلاق مى شود.[١]
در «فرهنگ معارف اسلامى»[٢] و «دايره المعارف معارف و معاريف»[٣] نيز بر همين معنا تاكيد شده است.
نجبا از نظر جايگاه و مرتبه معنوى در درجه اى پايين تر از ابدال قرار دارند.[٤]
د) صلحا (صالحان)
صلحا، جمع «صليح»، به معناى صالح است.[٥] اين واژه در بر گيرنده عموم انسان هاى شايسته اى است كه به وظايف و تكاليف شرعى خود عمل و از گناهان پرهيز مى كنند.
شيخ كفعمى درباره اين گروه مى نويسد:
«صالحان، مردمان پرهيزكارى هستند كه به صفت عدالت آراسته شده اند. گاه از آنان گناه سرمى زند، ولى با طلب آمرزش و پشيمانى آن را جبران مى كنند. خداى تعالى مى فرمايد: «در حقيقت، كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه اى از جانب شيطان بديشان برسد [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند.» ٢٦ ٢٧
گفتنى است، شيخ كفعمى (ره) پس از بيان مراتب چهارگانه ياد شده، اضافه مى كند:
«گفته شده است: هرگاه يكى از اوتاد چهارگانه كم شود، يك نفر از گروه چهل نفره (ابدال) جانشين او مى شود. و هنگامى كه يك نفر از گروه چهل نفره كاسته شود، فرد ديگرى از گروه هفتاد نفره (نجبا) به جاى او قرار مى گيرد. و اگر يكى از گروه هفتاد نفره از دست برود، به جاى او كسى از گروه سيصد و شصت نفره (صالحان) گذاشته مى شود. و در صورتى كه يكى از اين گروه سيصد و شصت نفره كم شود، شخصى از ساير مرد جايگزين او مى شود.»[٦]
افزون بر گروه هاى چهارگانه ياد شده، در كلمات برخى بزرگان به عناوين ديگرى براى گروه هاى مختلف ياران امام زمان (عليه السلام) اشاره شده است كه به نظر مى رسد با گروه هاى قبلى هم پوشانى داشته باشد. عناوين اين گروه ها به قرار زير است:
ه) نقبا (نقيبان)
نقبا، از نظر لغوى، جمع «نقيب» به معناى سالار، پيشوا، رئيس، سرپرست گروه، سردسته، بزرگ تر و كسى است كه معرفت به احوال مردم داشته باشد.[٧]
در «لغت نامه دهخدا» در بيان معناى اصطلاحى نقبا چنين آمده است:
«نقبا، در اصطلاح صوفيه، كسانى هستند كه بر خفاياى باطن مردم اشراف دارند و خفاياى ضماير مردم بر ايشان آشكار است، چه پرده ها از برابر چشم باطن ايشان برداشته شده است و ايشان سيصد تن هستند. [آنها] از اصناف اوليا و رجال الغيب باشند كه مأمور دستگيرى بندگان خدايند.»[٨]
و) رجال الغيب
برخى علماى لغت، رجال الغيب را اين گونه معنا كرده اند:
«گروهى از مردان خدا كه از نظر مردم دنيا پوشيده اند و جهان به وجود ايشان قوام دارد.»[٩]
نويسنده كتاب «معارف و معاريف» نيز در تعريف اين واژه مى نويسد:
«رجال الغيب يا نجبا هفت تن اند كه در عالم پراكنده و از ديد همگان پنهان اند.»[١٠]
با توجه به مطالب ياد شده شايد بتوان گفت كه رجال الغيب همان ابدال يا نجبا هستند.
پى نوشت ها:
[١]. محمد بن يعقوب الكافى، ج ١، ص ٣٤٠، شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص ١٠٢؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ١٥٣، ح ٦.
[٢]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٣٤، ح ٦٤.
[٣]. در بخشى از اين دعاى شريف كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده و از اعمال روز نيمه رجب به شمار مى آيد، چنين آمده است: «اللّهمّ صلّ على الأبدال و الأوتاد و السياح و العبّاد و المخلصين و الزّهاد و أهل الجدّ و الإجتهاد و ...؛ خدايا بر ابدال، اوتاد، روزه داران، عبادت كنندگان، مخلصان، زاهدان و اهل كوشش و تلاش [در راه اطاعت خدا] درود فرست و ...» (شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، اعمال نيمه رجب و دعاى امَ داوود).
[٤]. ابراهيم بن على كفعمى، المصباح، قم، الرضى و زاهدى، ١٤٠٥ ق، ص ٥٣٤.
[٥]. ميرزا حسن نورى، جنةالمأوى، مندرج در: بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٣٠١.
[٦]. شيخ عباس قمى، سفينةالبحار، چاپ اوّل، دارالاسوه، ١٤١٤ ق، ج ٧، ص ٣٢٧.
[٧]. آب حيات: مجموعه سخنرانى هاى حضرت آيت الله ناصرى در مورد امام زمان (عليه السلام)، گردآورى: مجيد هادى زاده، چاپ چهارم: قم، خُلُق، ١٣٨٦، ص ٣٥٩.
[٨]. دائره المعارف بزرگ اسلامى، چاپ اوّل: تهران، مركز دائره المعارف بزرگ اسلامى، ١٣٨٠، ج ١٠، ص ٤١٠، همچنين ر. ك: لغتنامه (دهخدا)، ج ٣، ص ٣٦٢٠، ماده اوتاد؛ سيد مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف: دايره المعارف جامع اسلامى، چاپ سوم: تهران مؤسسه فرهنگى آرايه، ١٣٧٩، ج ٢ ص ٦٣٧.
[٩]. ر. ك: محمد مرتضى الزبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ اوّل: بيروت، دار الفكر، ١٤١٤ ق، ماده «وتد»؛ فخرالدين الطريحى، مجمع البحرين، تهران، المكتبة المرتضويه، ١٣٨٦ ق، ج ٣، صص ١٥٣ و ١٥٤.
[١٠]. شيخ حر عاملى، الجواهر السنية فى الأحاديث القدسية، قم، مكتبة المفيد، ص ٢٠٠.
[١١]. نهج البلاغه، ترجمه: محمَدمهدى فولاوند، چاپ سوم، تهران، صاائب، ١٣٨٤، صص ٩٨ و ٩٩.
[١٢]. المصباح، ص ٥٣٤؛ همچنين ر. ك: بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٣٠١.
[١٣]. ر. ك: ابن منظور، لسان العرب، ج، ص، تاج العروس من جواهر القاموس، ج، ص.
[١٤]. مجمع البحرين، ج ١، ص ٣١٩.
[١٥]. دائره المعارف بزرگ اسلامى، ج ٢، ص ٣٨٤، همچنين ر. ك: لغتنامه (دهخدا)، ج ١، ص ٢٨٩، ماده ابدال.
[١٦]. غلامحسين مصاحب، دايره المعارف فارسى، چاپ دوم: تهران، اميركبير، كتاب هاى جيبى، ج ١، ص ٥، ماده ابدال.
[١٧]. ر. ك: فردوس الاخبار، ج ٢، ص ٨٤؛ حليه الاولياء، ج ٥، ص ٨؛ المعجم الكبير، ج ١٠، ص ٢٢٤؛ به نقل از محمد جواد مروجى طبى، «ابدال يا پيشكاران امام زمان (عليه السلام)»، موعود، سال دوازدهم، شماره ٨٦، فروردين ١٣٨٧.
[١٨]. المعجم الكبير، ج ١٠، ص ٢٢٤؛ به نقل از همان.
[١٩]. ر. ك: بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ١٠٣.
[٢٠]. ر. ك: «ابدال يا پيشكاران امام زمان (عليه السلام).
[٢١]. لغت نامه (دهخدا)، ج ١٤، ص ٢٢٣٤٥.
[٢٢]. سيد جعفر سجّادى، فرهنگ معارف اسلامى، چاپ سوم: تهران، كومش، ١٣٧٣، ج ٣، ص ١٩٩٠.
[٢٣]. معارف و معاريف، ج ١٠، ص ٧٨.
[٢٤]. ر. ك: بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٣٠١.
[٢٥]. لغت نامه (دهخدا)، ج ١٠، ص ١٥٠٢٦.
[٢٦]. سوره اعراف (٢٧)، آيه ٢٠١.
[٢٧]. المصباح، ص ٥٣٥؛ همچنين ر. ك: بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٣٠١.
[٢٨]. همان.
[٢٩]. لغتنامه (دهخدا)، ج ١٤، ص ٢٢٦٨١ ماده نقيب؛ همچنين ر. ك: معارف و معاريف. ج ١٠، صص ١٩٦ و ١٩٧.
[٣٠]. لغت نامه (دهخدا)، ص ٢٢٦٥٤، ماده نقباء.
[٣١]. محمد معين، فرهنگ فارسى، چاپ هشتم، تهران، اميركبير، ١٣٧١، ج ٢، ص ١٦٣٩.
[٣٢]. معارف و معاريف، ج ٥، ص ٦٢٨، همچنين ر. ك:. لغت نامه (دهخدا)، ج ٨، ص ١١٩٢٨، مادهى رجال الغيب؛ فرهنگ معارف اسلامى، ج ٢، صص ٩٠٣ و ٩٠٤.