ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - اشك مظلوم در آينه دعا
و زيارات هر روز هفته كه از آثار آن بزرگوار است نشان دهنده ظرفيت متعالى مكتب تشيع است. مكتبى كه حق و حق جويى را سرلوحه امور خود قرار داده و از خداوند آنچه را براى خود مىخواهد براى ديگران نيز مىخواهد.
و امروزه اغلب دعاها و زيارات به لطف حضرت حق (جل و علا) مصون از هرگونه حوادث روزگار و تحريف دشمنان در اختيار ماست. دعاها و زياراتى كه آكنده از معارف قرآن كريم و مطالب عارفانه اهل بيتاند.
«زيارت جامعة ائمة المؤمنين»[١] همانند زيارت عاشورا، به علتشناسى مظلوميت اهل بيت (ع) و شرح آن پرداخته و ترفندهاى غاصبان حقوق اهل بيت (ع) را افشا مىكند. مؤلف شريف «مفاتيح الجنان» مرحوم محدّث قمى اين زيارت را در بخش پايانى كتاب به نقل از «مصباح الزائر» سيد بن طاووس (ره) آورده است كه ايشان هم آن را از ائمه معصومين (ع) روايت كرده است. آداب زيارت مختص مكان يا زمان خاصى نيست و در هر زمان مىشود آن را در جوار مشاهد و مراقد اهل بيت (ع) به جا آورد. در بخش ميانى اين زيارت، زائر پيامبر و اهل بيت گرامىاش (ع) را اين گونه خطاب قرار داده و مىگويد:
«اى سروران من، اى خاندان پيامبر خدا (ص)، من توسط شما، به سوى پروردگار بزرگوار بلند مرتبه تقرّب مىجويم، تا با دشمنان شما مخالفت كنم؛ آنها كه با شما مكر و حيله كردند، بيعت شما را شكستند و منكر ولايت شما شدند.
هم آنان كه مقام و منزلت شما را انكار كردند و از گردونه اطاعت شما خارج شود و از دوستى شما، با تمام وسايل دورى جستند. و با روى گردانى از شما و برائت از دوستى شما، به فرعونهاى خودشان تقرب جستند و شما را از اجراى حدود الهى بازداشتند و [همچنين] از ريشهكن ساختن منكران دين و گرفتن شكافهاى تفرقه و التيام بخشيدن به جدايىها و بستن رخنهها و برطرف كردن كجىها و نارواها و امضاى احكام خدا و تهذيب [قوانين] اسلام و ريشه كن كردن گناهان جلوگيرى كردند.
غبار فتنهها و جنگها را عليه شما برانگيختند و شمشيرهاى كينه را به سمت شما گرفتند، پردههاى احترام شما را دريدند. و با سهم خُمس شما شراب خريدند! و سهم زكات درماندگان را براى بازى دلقكها و مسخره كنندگان صرف كردند.
و علت اين كار، صاف كردن راه فاسقان گمراه و حسودان ستمگر و مردمان پيمان شكن و اهل مكر و خلاف و نيرنگ بود؛ همانهايى كه دلهاى ناپاكشان پر از عفونت پستى و شرك و پليدى بود و بدنهايشان آكنده از چرك و كثافت كفر! آنهايى كه دل بر نفاق نهادند و به تفرقه و جدايى در اسلام روى آوردند.
هنگامى كه [حضرت محمد] مصطفى [كه درود خداوند بر او و خاندانش باد] رحلت فرمود، فرصت را غنيمت شمرده، هتك حرمت نمودند در حالى كه او هنوز در بستر وفات بود، از در مكر وارد شدند و با شتاب براى شكستن بيعت؛ مخالفت با پيمانهاى محكم و مؤكّدى كه با او داشتند و خيانت در امانت پيش رفتند.
همان امانتى كه وقتى آن را به كوههاى سخت و گران عرضه نمودند، از پذيرفتنش امتناع كردند و ولى انسان ستمكار نادان كه در تفرقه انگيختن و مباهات به گناهان دردآور و نخوت و گردن فرازى پيشتاز است، آنرا پذيرفت، همانهايى كه از حسن عاقبت در فرمانبردارى ننگ داشتند.
عربهاى پست و بازماندگان جنگ احزاب به سمت خانه نبوت و رسالت و محل فرود وحى الهى و فرشتگان و مركز حكومت اسلام و بارگاه ولايت و معدن وصايت و خلافت و امامت، روانه شدند؛ تا اين كه پيمان حضرت محمد مصطفى (ص) درباره برادرش على (ع) را بشكنند. [همان على] كه پرچم هدايت و تبيين كننده راه رستگارى، از ديگر راههاى مهلك باطل بود.
جگر بهترين خلق خدا را با ظلم و ستم و بيداد و حق كشى كه بر دخترش- همان حبيبه او، همان عزيزه او، همان پاره تن و جگر گوشه او- روا داشتند، جريحهدار كردند.
[همان كه] حقّ شوهرش را گرفتند و قدر و منزلتش را كوچك شمردند و باعث هتك حرمتش شدند و قطع وابستگى (قطع رحم) كردند. منكر برادرى او [با رسول خدا (ص)] شدند و دوستى و مودت او را ترك كردند. فرمانبردارى از او را نقض كرده، منكر ولايتش شدند.
بندگان در خلافت او [على (ع)] طمع كردند و به زور شمشيرهاى برهنه و نيزههاى كشيده او را به سوى بيعت آنها كشيدند؛ در حالى كه او در دل خشمگين و خشمى سخت آتشناك و غضبناك بود، ولى جز شكيبايى و فروبردن خشم، چاره اى نداشت!
آنها حضرت را به عهد و بيعتى خواندند كه شومى آن عالم اسلام را فراگرفت و با آن بذر گناهان در دل مسلمانان كاشته شد. [همان كه] سبب دور شدن سلمان، طرد مقداد، تبعيد ابوذر و دريده شدن شكم عمار گرديد.
[همان گونه كه] قرآن را تحريف كرد و احكام الهى را ديگرگون ساخت و مقام خلافت را تغيير داد!
و [نه تنها] خمس (سهم آل الله) را براى آزادشدگان مباح كرد؛ كه فرزندان لعنت شدگان[٢] را برخونها و ناموسهاى مردم مسلط گردانيد! و حلال و حرام را با هم مخلوط كردند، و ايمان و اسلام را خوار و خفيف كردند. و كعبه را خراب و به غارت و تاراج مدينه (شهر هجرت رسول خدا) در روز جنگ حرّه[٣] پرداختند.
[در آن روز] دختران مهاجر و انصار پيغمبر را از پشت پرده، براى عقوبت بيرون كشيدند، تا جامه ننگ و رسوايى بر تن آنان بپوشانند!
و به اهل شُبهه و نفاق اجازه داده شد [كه آزاد باشند] در كشتن اهل بيت برگزيده حق و برانداختن نژاد او؛ و