ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - كسى فكرش را نمى كرد كه !
به عرصههايى براى آزمون و خطاى عقل خود بنياد و علم منهاى وحى بود.
حاكميت بلامنازع سكولاريسم بيش از چهار قرن ادامه يافت تا بالاخره در اوج حاكميت نظامهاى سكولار و در زمانهاى كه همه گمان مىكردند بشر به پايان تاريخ خود رسيده است و ديگر هيچ الگويى كاملتر از دموكراسى ليبرال براى اداره جوامع عرضه نخواهد شد، مردى از نسل پيشوايان دين، حركتى پيامبر گونه را آغاز كرد و زنگ دوران جديد را به صدا درآورد. دورانى كه به نام خدا آغاز شده بود و مىرفت تا به حاكميت كامل دين خدا در سراسر گيتى ختم شود.
البته زنگ اين دوران جديد را در آن زمان بسيارى نشنيدند و بيشتر سياستمداران و انديشهورزان جهان چون گنگ خواب ديده تنها شاهد تحوّلات ژرف سياسى، فرهنگى و اجتماعى در كشور ايران بودند، بىآنكه بتوانند آن را به درستى تعيين كنند. تنها گروه معدودى چون «ميشل فوكو» فيلسوف، متفكّر و مورّخ فقيد فرانسوى (١٩٢٦- ١٩٨٤ م)، در آن زمان توانستند عظمت اين انقلاب و ژرفاى ماجرايى را كه در آستانه شكلگيرى بود، دريابند.
فوكو درباره انقلاب اسلامى مردم ايران مىگويد:
«ايرانيان در اين خيزش قبل از هر چيز به خودشان گفتند- و شايد همين خود روح اين قيام است- كه قطعاً بايد اين رژيم را عوض كنيم و از شرّ اين مرد خلاص شويم. بايد اين تشكيلات فاسد را به هم بريزيم. بايد كلّ كشور را متحوّل سازيم، سازمان سياسى، نظام اقتصادى و سياست خارجى مملكت خود را بايد دگرگون سازيم، ولى مهمتر از همه، نخست بايد خودمان را متحوّل سازيم. نحوه زندگىمان، روابطمان با ديگران، با تمامى امور، با ابديت، با خدا و با هر چيز ديگر بايد كاملًا متحوّل شوند، تنها در صورتى كه چنين تحول ژرفى در زندگى ما رخ دهد، يك انقلاب حقيقى و راستين خواهيم داشت، به اعتقاد من در اين جاست كه اسلام نقش خود را ايفا نمود.»[١]
آرى، انقلاب اسلامى ايران، به رهبرى حضرت امام خمينى (ره) طلايهدار رنسانس ديگرى در جهان بود. با اين تفاوت كه در رنسانس قرن شانزده و هفده اروپا، بشر با روى گرداندن از آسمان تلاش كرد كه همه مناسبات فردى و اجتماعى خود را براساس آموزههاى عقلى و تجربى سامان دهد، ولى در رنسانس قرن بيستم ايران، انسان با رويكرد دوباره به آسمان، تلاش بزرگى را براى سامان دادن همه مناسبات خود بر مبناى كتاب خدا و سنّت معصومان (ع) آغاز كرد.
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ بزرگترين مانع در راه تحقّق آرمان بزرگ مردم ايران كه چيزى جز حاكميت نظام طاغوت نبود، از ميان برداشته شد و با رأى «آرى» مردم به نظام جمهورى اسلامى در روزهاى ١٠ و ١١ فروردين ١٣٥٨ زمينه لازم براى تحقّق اين آرمان فراهم شد و از همين رو بود كه رهبر كبير انقلاب اسلامى در پيام خود به مناسبت برگزارى رفراندوم جمهورى اسلامى روز ١٢ فروردين (روز اعلام نتايج همهپرسى جمهورى اسلامى) را «از بزرگترين اعياد مذهبى و ملّى» برشمردند:
«من در اين روز مبارك، روز امامت امّت و روز فتح و ظفر ملت، جمهورى اسلامى ايران را اعلام مىكنم ... صبحگاه ١٢ فروردين كه روز نخستين حكومت الله است، از بزرگترين اعياد مذهبى و ملّى ماست. ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند. روزى كه كنگرههاى قصر ٢٥٠٠ سال حكومت طاغوتى فروريخت و سلطه شيطانى براى هميشه رخت بربست و حكومت مستضعفين كه حكومت خداست به جاى آن نشست.»[٢]
حضرت امام (ره) در نخستين روز تشكيل نظام جمهورى اسلامى با يادآورى مجدد آرمان بزرگ انقلاب اسلامى، همگان را به پىريزى همه مناسبات فرهنگى، سياسى و اقتصادى بر مبناى آموزههاى اسلامى و به دور از هرگونه تأثيرناپذيرى از فرهنگ مغرب زمين فراخوانده، فرمودند:
«من از دولتها مىخواهم كه بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فكر و اراده، باقى مانده رژيم طاغوتى را كه آثارش در تمام شئون كشور ريشه دارد، پاكسازى كنند و فرهنگ و دادگسترى و ساير وزارتخانهها و ادارات [را] كه با فرم غربى و غربزدگى برپا شده است به شكل اسلامى متحوّل كنند و به دنيا عدالت اجتماعى و استقلال فرهنگى و اقتصادى و سياسى را نشان دهند.»[٣]
اكنون در آستانه سى و دومين سال تشكيل نظام جمهورى اسلامى و حاكميت دين خدا و آموزههاى اسلامى بر اين سرزمين، جا دارد كه ملّت ما به شكرانه اين نعمت بزرگ و به خاطر اين كه خداوند متعال توفيق برپايى نخستين حكومت دينى را پس از چند قرن حاكميت سكولاريسم به آنها ارزانى داشت، سر بر سجده گذارند و خالق يكتا را صميمانه سپاس گويند. اميدواريم كه خداوند همه ما را قدردان اين نعمت بزرگ قرار دهد و اين حكومت را به حكومت جهانى امام مهدى (ع) متّصل فرمايد. آمين يا ربالعالمين
پىنوشتها:
[١]. «ايران، روح دنياى فاقد روح»، مصاحبه با ميشل فوكو، برگرفته از كتاب: حسنعلى نوذرى، فلسفه تاريخ، روششناسى و تاريخنگارى، ص ٥٦٨.
[٢]. صحيفه امام، ج ٦، صص ٤٥٣ و ٤٥٤.
[٣]. همان، ص ٤٥٤.