ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و ده
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
تاريخ فردا
٤ ص
(٤)
چشم در راه
٧ ص
(٥)
گلستانه
٨ ص
(٦)
بهاريه
٨ ص
(٧)
آهاى ماهه شب چارده!
٨ ص
(٨)
شكوه عشق
٨ ص
(٩)
از بهارهاى رفته
٩ ص
(١٠)
حتّى ستاره اى !
٩ ص
(١١)
طلوع
٩ ص
(١٢)
باران صبح بهارى
٩ ص
(١٣)
گزيده اى از خبرهاى جهان اسلام
١٠ ص
(١٤)
تشديد فعاليت يك فرقه منحرف در قم
١٠ ص
(١٥)
اقدامات جديد بهائيان براى جذب دختران
١٠ ص
(١٦)
«ثامن تى وى» آغاز به كار كرد
١٠ ص
(١٧)
آمريكا از تفرقه مسلمانان درباره نام خليج فارس بهره بردارى كند
١٠ ص
(١٨)
رونمايى موسوعه اهل بيت در متون اهل سنّت
١٠ ص
(١٩)
جامع ترين نرم افزار پيرامون بهائيت رونمايى شد
١١ ص
(٢٠)
ورود خودكارهاى اسامه به ايران
١١ ص
(٢١)
قتل بانوى سعودى به دليل حمايت از شيعيان
١١ ص
(٢٢)
كراك فقط براى ايران توليد مى شود
١١ ص
(٢٣)
زلزله شيلى روزهاى زمين را كوتاه كرده است
١١ ص
(٢٤)
امانتى در دل دريا
١٢ ص
(٢٥)
در حلقه محرمان راز
١٨ ص
(٢٦)
1 بررسى روايات و سخنان علماى شيعه
١٨ ص
(٢٧)
2 گروه هاى مختلف ياران امام مهدى (عجل الله عالى فرجه الشريف)
١٩ ص
(٢٨)
عيدى به والدين
٢٢ ص
(٢٩)
نماز والدين
٢٣ ص
(٣٠)
زمينه سازان آرمان رسول (ص)
٢٤ ص
(٣١)
آرمان هاى رسالت
٢٤ ص
(٣٢)
آيا اين آرمان ها محقق شده است؟
٢٤ ص
(٣٣)
همزاد ظالم
٢٦ ص
(٣٤)
يك تصميم جدّى
٢٦ ص
(٣٥)
عصر زلزله هاى ويرانگر
٢٨ ص
(٣٦)
ريشه يابى زلزله در روايات
٣١ ص
(٣٧)
پيشگويى هاى زلزله
٣١ ص
(٣٨)
زلزله در دمشق، بغداد، مصر
٣٢ ص
(٣٩)
راه رهايى از زلزله هاى آخرالزمان
٣٢ ص
(٤٠)
هر كه نگفت دروغگو بخوانش
٣٣ ص
(٤١)
1 نهى توقيت در روايات
٣٣ ص
(٤٢)
طرح يك پرسش
٣٤ ص
(٤٣)
نهى توقيت و حكمت انتظار
٣٤ ص
(٤٤)
دروغ هزاره ها؛ حكومت جهانى بنى اسرائيل
٣٦ ص
(٤٥)
جان قم
٤٠ ص
(٤٦)
كسى فكرش را نمى كرد كه !
٤٢ ص
(٤٧)
پا به پاى خورشيد
٤٤ ص
(٤٨)
راز دشمنى ريشه دار
٤٦ ص
(٤٩)
ميلاد مرحله نخستينِ اسلام
٤٦ ص
(٥٠)
مرحله دوم اسلام
٤٧ ص
(٥١)
مرحله سوم اسلام
٤٧ ص
(٥٢)
موعود ساختگى يهود جهت اشغال اراضى مسلمانان
٤٨ ص
(٥٣)
ميراث نبوت تا رسول خاتم (ص)
٤٩ ص
(٥٤)
مرتضى داد زد خدا
٥١ ص
(٥٥)
در شهادت بسته نيست
٥١ ص
(٥٦)
پرتلاش
٥١ ص
(٥٧)
اشك مظلوم در آينه دعا
٥٢ ص
(٥٨)
بازگشت به آغوش طبّ طبيعى
٥٦ ص
(٥٩)
پيشنه پزشكى در ايران
٥٧ ص
(٦٠)
بايدها و نبايدهاى طبّ سنّتى
٥٨ ص
(٦١)
جامعه آرمانى مهدوى و دانش پزشكى
٥٨ ص
(٦٢)
منشأ دانش پزشكى چيست؟
٥٩ ص
(٦٣)
طبّ اسلامى چيست؟ طبّ سنّتى كدام است؟
٥٩ ص
(٦٤)
چند امتياز ويژه طبّ سنّتى ما
٦٠ ص
(٦٥)
طبّ ايرانى مادر مكاتب پزشكى
٦٢ ص
(٦٦)
هفت روش درمانى در طبّ اسلامى
٦٦ ص
(٦٧)
1 تغذيه درمانى
٦٦ ص
(٦٨)
2 گياه درمانى
٦٦ ص
(٦٩)
3 حجامت درمانى
٦٦ ص
(٧٠)
4 فصد درمانى
٦٧ ص
(٧١)
5 سنگ درمانى
٦٧ ص
(٧٢)
6 عطر درمانى
٦٧ ص
(٧٣)
7 رنگ درمانى
٦٧ ص
(٧٤)
فرمان آمد درباره چهار امام كتاب بنويس!\*
٦٨ ص
(٧٥)
مرد خطابه و منبر
٦٨ ص
(٧٦)
مرد هجرت
٦٩ ص
(٧٧)
مرد جهاد
٦٩ ص
(٧٨)
عنايت حضرت زهرا (س)
٦٩ ص
(٧٩)
مرد قلم
٧٠ ص
(٨٠)
مرد ولايت
٧٠ ص
(٨١)
فرجام شكوهمند
٧١ ص
(٨٢)
شفاى فرزند بيمار با عريضه به امام عصر (ع)
٧١ ص
(٨٣)
خداوند دستانت را مى بوسد
٧٢ ص
(٨٤)
جوان بود و
٧٣ ص
(٨٥)
ميهمان ماه
٧٤ ص
(٨٦)
وغم عشق به پايان نرسيده است
٧٤ ص
(٨٧)
ردّ پاى شما
٧٥ ص
(٨٨)
اين جمعه هم گذشت
٧٥ ص
(٨٩)
پرسه در خيال
٧٥ ص
(٩٠)
مهندسى ژنتيك و پايان ماهيت آدمى
٧٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - مرد ولايت

رفته، پس از سخنرانى پيرامون امام عصر (ع) با شهامتى ستودنى خطاب به استاندار كربلا گفت: «امام حسين (ع) متعلق به همه دنياست و بايد با همه زبان‌ها بر آن حضرت مرثيه خوانى كرد و سوگوارى نمود. امروزه ميليون‌ها نفر در شرق و غرب عالم، براى سيّد الشهداء (ع) مجالس عزا برپا مى‌كنند در حالى كه تو اقامه عزا، در كنار قبر شريفش را منع مى‌كنى! اين فرمان چيزى جز خدمت به استعمارگرانى كه از امام حسين (ع) وحشت دارند، نيست. شما بايد اين قانون را لغو كنى قبل از اينكه غضب الهى و خشم مردم تو را فرا گيرد!»

وقتى خبر اين سخنان به استاندار مغرور و مستبد مى‌رسد، ناراحت و عصبانى شده، فوراً حكم تبعيد ايشان را به كركوك صادر مى‌كند. با شنيدن اين خبر، مردم به عنوان اعتراض در مقابل استاندارى تجمّع مى‌كنند و خواستار لغو حكم تبعيد مى‌شوند. استاندار وحشت كرده، در جمع مردم ظاهر نمى‌شود حكم به قوّت خود باقى مى‌ماند و نظام بعثى او را به كركوك تبعيد مى‌نمايد. حال بقيه ماجرا را از زبان سيّد بشنويم:

«در كركوك وارد مسافرخانه شدم. پنجره اتاق من رو به صحرا گشوده مى‌شد. شب هنگام در حالى كه در تب شديدى مى‌سوختم، روبه روى پنجره ايستادم و با دلى شكسته خطاب به مادرم حضرت زهرا (س) عرضه داشتم: «السلام عليك يا سيّدتى يا فاطمة الزهرا» تو خود خوب مى‌دانى كه مرا به خاطر دفاع از فرزند عزيزت «حسين (ع)» و سوگوارى در كنار قبر مطهّر او به اينجا تبعيد كرده‌اند. اگر عمل و دفاع من موجب رضايت شما مى‌باشد، لطف نموده، مرا از اين گرفتارى نجات دهيد!»

آن شب در رؤيايى راستين مادرم حضرت زهرا (س) را ديدم در حالى كه خندان و شادمان به سوى من مى‌آمد، با مهربانى و عطوفت، دو دست مباركش را به دو طرف صورتم نهاد و پيشانى‌ام را بوسيد.

ناگهان از خواب برخاستم و فهميدم كه صديقه طاهره (س) جهت نجات من و بازگشتم به كربلا شفاعت نموده است. فردا صبح خبر رسيد كه «طاهر يحيى» نخست وزير عراق به استاندار كربلا تلگراف زده و دستور لغو حكم تبعيد مرا صادر كرده است. هنگامى كه خبر به جابر حداد رسيد، نمى‌دانست و نمى‌توانست كه از شدّت ناراحتى چه كند؟! زيرا او حكم تبعيد يك ساله مرا صادر كرده بود، در حالى كه تنها يك شب از اجراى آن حكم مى‌گذشت و به همين علّت استعفا كرد.

در پى شفاعت شفيعه محشر و تفسير كوثر، زهراى اطهر (س) علّامه قزوينى (ره) پيروزمندانه وارد كربلا شد و پس از مدتى به دنبال كودتايى، حكومت «عارف» سرنگون و جابر حداد نيز به اعدام محكوم شد.[١] آرى «با آل على هر كه د افتاد ور افتاد». حال كه سخن به اينجا رسيد، آوردن اين سخن نورانى از امام باقر (ع) در تأييد مطلب، سخت سازگار است. زيد شهيد فرمود: از برادرم امام باقر (ع) شنيدم كه او از پدرش امام سجّاد (ع) و او از پدرش امام حسين (ع) و او از پدرش على بن ابى طالب (ع) نقل كرد كه فرمود: من از رسول خدا (ص) شنيدم كه مى‌فرمودند:

«نحن بنو عبدالمطلب ما عادانا بيت الّا وقد حزب ولا عاوانا كلبٌ الّا وقد جرب و من لم يصدّق فليجرّب؛[٢]

ما فرزندان عبدالمطلب هستيم كه هيچ خانه‌اى با ما دشمنى نكرد مگر آنكه ويران شد و هيچ سگى بر ما بانگ بر نياورد مگر آنكه بيمارى «گرى» گرفت. هر كس باور ندارد مى‌تواند بيازمايد.» ٤

مرد قلم‌

معمولًا كسانى كه اهل بيان و پهلوان ميدان و عرصه سخن هستند. از قدرت حكم كم بهره يا بى‌بهره‌اند، امّا آيت الله قزوينى (ره) جامع فضيلت‌هاى زمان در رشته خود بود. او دين و دانش، سياست و عبادت، قلم و بيان، جهاد و اجتهاد، علم و عمل و ... را با هم گرد آورده بود. هم اديب بود و هم خطيب، هم محقّق و هم مولّف و .. او از اوان جوانى به موازات خطابه توانست آثار ارجمندى را نيز بيافريند كه در اينجا به چند مورد آنها اشاره مى‌رود:

١. سلسله كتاب‌هايى با عنوان (الامام .... من المهد الى اللّحد= امام از ولادت تا شهادت) كه از اين مجموعه ٦ جلد آنها را به پايان رسانيد. خود ايشان درباره اين كتاب‌ها مى‌گفت:

«شب جمعه‌اى در رؤيايى راستين امام ثامن و ضامن حضرت رضا (ع) را در خواب ديدم كه حضرتش امر فرمودند: «درباره چهار امام پس از من كتاب بنويس!»

و من در پى اجرا و امتثال فرمان امام، بلافاصله مشغول شدم.

علامه قزوينى (ره) نخست به خاطر اهميت اعتقادى مهدويت از حضرت مهدى (ع) آغاز كرد كه ثمره مجاهدت علمى او كتاب ارزشمند «امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور» است كه گزينش و گزارش آن اثر در مقاله‌اى جداگانه خواهد آمد.

٢. دائرة المعارف بزرگ و بى‌نظير امام صادق (ع) در حدود ٦٠ جلد كه اين طرح بزرگ و بنيادين از بزرگ‌ترين كراماتِ ماندگار اين خطيب پر شور حسينى است.

٣. شرح نهج البلاغه در ٣ جلد،

٤. نگارش مقالات روشنگرانه فراوانى كه در برخى از مجلات و روزنامه‌ها در كشورهاى مختلف به چاپ رسيده است. كه گردآورى آنها بالغ بر چندين جلد مى‌شود.

مرد ولايت‌

علّامه فرزانه سيّد محمّدكاظم موسوى قزوينى يكى از شيداييان خاندان پيامبر (ص) بود. عشق سرشار او به آن ذوات مطهر و مقدّس پايانى نداشت. عمرى در سوز و گداز و محبّت و مودّت به على و فرزندان على (ع) به سر