ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - دروغ هزاره ها؛ حكومت جهانى بنى اسرائيل
اضافه نمود كه در سال ١٣٨٨، حسب اطّلاعات مندرج در سايتهاى سينمايى كشور و بنياد فارابى، از مجموع آثار سينمايى در حال ساخت و ساخته شده سال ١٣٨٨، ٤٣ درصد آنها حاوى مضمون و محتواى كمدى بودهاند و پس از آن، مضامينى ملودرام و خانوادگى- بخوانيد سوژه تكرارى خواستگارى و دعواهاى خانوادگى- با ٢٦ تا ٣٥ درصد، بالاترين جايگاه را به خود اختصاص دادهاند. بگذريم!
هم افقى مبلّغان انجيلى، سينماى هاليوود و مردان صاحب نام سياسى (از دهه هفتاد ميلادى به بعد) در گفتوگو از آخرالزّمان و قريب الوقوع شناختن واقعه ظهور دوم حضرت مسيح (ع)، مثلثى را فراروى ما قرار مى دهد كه به مدد آن مى توان بسيارى از وقايع جهانى و حوادث رفته بر ايران اسلامى را- در وقت مواجهه با غرب استكبارى- شناسايى و تحليل نمود.
همين مبلّغان ساكن كمربند جنوبى ايالات متّحده با پشت سر گذاشتن فاز فرهنگى و ورود به عرصه سياست، رئيس جمهورى منتخب خود يعنى آقاى رونالد ريگان را به كاخ سفيد فرستادند.
از همين روست كه عرض مى كنم، نه تنها كاخ سفيد از سوگيرىهاى انجيلى هاى افراطى و بنى اسرائيلى و هاليوود دور و در امان نبوده، بلكه همسو با آنان استراتژى و سياست كلّى واحدى را دنبال نموده است، چنان كه گفتوگو از:
\* خطر و واقعهاى مهلك و تهديد كننده امنيّت جهانى و به ويژه غرب؛
\* برخاستن اين واقعه تهديد كننده از سوى شرق اسلامى؛
\* قريب الوقوع بودن ظهور منجى موعود و تأسيس حكومت هزار ساله و جهانى،
مضمون مشترك هر يك از اضلاع سه گانه مثلث مورد نظر را تشكيل داده است.
نكته جالب توجّه آنكه هر سه ضلع (بنيادگرايان بنى اسرائيلى، سينماى بنى اسرائيلى هاليوود و مردان سياسى خدمتگزار بنى اسرائيل) در محتوم بودن حكومت هزار ساله تحت مشيّت و تقدير الهى
آنهم با پايتختى بيت المقدّس متّفق القول بوده بر آن پاى مى فشارند؛ به گونهاى كه مخاطبان مبلّغان انجيلى، آثار سينمايى و مردان سياسى آمريكايى، بى آنكه قادر به عكسالعمل يا نقد منطقى باشند، خود را مسلوب الاراده در خدمت اين مثلث رؤياساز قرار داده، حتّى خير و صلاح بشر را هم در همراهى با اراده اعضاى اين مثلث مى شناسند.
رؤياسازى اين مثلث با جلودارى هاليوود در ميان ساكنان ايالات متّحده آمريكا كه همه چيز را در آينه سينما و تلويزيون مى بينند و بى تفكّر و تأمّل، دل به همه آنچه كه به آنها القاء مى شود مى سپارند، باعث بوده تا موضوع «زمان قطعى وقوع حادثه» همواره برايشان مهم و حياتى جلوه كند، سؤالى كه بنيادگرايان بنى اسرائيلى و پس از آن سينما، آن را پاسخ گفته است:
١٩٦٦، ١٩٩٩، ٢٠٠٧ و بالأخره ٢٠١٢ ميلادى، سالهاى اعلام شده، گذشته و آيندهاند. حسب اين توقيت مزوّرانه و به بهانه بازدارندگى يا كنترل وقايع موحّش پيشبينى شده، طى همه سالهاى گذشته، مجموعهاى از استراتژىها و سياستها از سوى مردان سياسى، اقتصادى و نظامى غربى عليه ساكنان شرق اسلامى اعمال شده است.
تهديد مستمرّ ايران اسلامى، اشغال عراق و افغانستان، حضور در يمن، حمايت از افراطى هاى سلفى وهّابى و ... نمونههاى بارز اين سياستهاى بنى اسرائيلى است كه اعضاى اين مثلث، طى سى سال اخير بدان مبادرت ورزيدهاند.
كارگردان فيلم سينمايى ٢٠١٢، آقاى رونالد آمريخ آلمانى تبار كه آخرين اثرش در بيش از ٣٥ هزار سينما به نمايش درآمد و ميليونها دلار را به جيب او سرازير ساخت، در پاسخ به سؤال درباره وقايع ويرانسازى جهان در فيلم ٢٠١٢ و عظمت وقايع به نمايش درآمده در فيلم مى گويد:
«وقتى شما بخواهيد يك دروغ، واقعى و رئاليستى به نظر برسد بايد سخت كار و تلاش كنيد» و ادامه مى دهد: «تماشاچى نبايد اصلًا احساس كند كه دارد يك فيلم تماشا مى كند.» شايد بتوان اين دو عبارت را خلاصه استراتژى پنهان» سران فراماسوزى جهانى دانست. همانان كه در پرده هدايتگر بنيادگران و سينماگرانند: «واقعى جلوه دادن يك دروغ» و «فريب مردم تا آن را عين واقع بشناسند.»
«تلاش سخت» براى اجراى آن استراتژى و دستيابى به همه مقاصد، تنها در اين شرايط است كه وقتى در عالم واقعى، طرحى درافكنده مى شود