ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - مرحله سوم اسلام
خداوند متعال پس از امتناع شيطان از سجده به آدم او را از پيشگاه خود راند و رجيم و رانده شد. ملائكه مسلمان شدند وآدم خليفه خدا شد. تنها عامل خليفه شدن آدم فقط علم خاصّ آسمانى بود كه همان علم به اسما است. خداوند متعال آدم را به اين نكته واقف ساخت كه در وجود تو اين علم به اسما باعث خواهد شد همواره شيطان تو را رها نكند و تا روز قيامت بايد صاحبان اين علم اسما (انبياى عظام) خود را از خطر شيطان مصون نگهدارند. آدم از طرف خداوند متعال بر اين نكته واقف شد كه هرگاه در او حالت گرايش به تكبر، نژاد پرستى، برترى جويى، قوم گرايى بروز كند بايد بداند اين حالات از القائات شيطان است و بايد اجازه ندهد اين حالتها به درون وى نفوذ كند.
به هر حال آدم و حوّا به دستور خداوند در بهشت مجاز شدند از تمام ميوههاى بهشتى استفاده كنند مگر از ميوه يك درخت مخصوص[١] و اگر از ميوه درخت ممنوعه بخورند مجبورند از بهشت خارج شوند. چون شيطان مىخواست آدم را از بهشت خارج كند لذا وارد محضر آدم شد و مدّعى شد كه آدم متوجه نيست كه آن درختى كه خيال مىكند ممنوعه است واقعاً همان درخت ممنوعه نيست بلكه حقيقت اين است كه تناول از آن درخت براى آدم مجاز است و آدم با خوردن از ميوه آن در بهشت ابدى خواهد بود.
شيطان براى اثبات ادعاى خود قسم خورد و آدم نيز به خاطر اينكه باور نمى كرد كسى به دروغ قسم بخورد حرف شيطان را باور كرد و از ميوه درخت ممنوعه خورد و از بهشت و سرزمين مادرى خود اخراج و آواره گرديد. به همين علت خداوند متعال طى دستورى صريح خطاب به تمام فرزندان آدم هشدار داد: اى فرزندان آدم اين برخورد شيطان با آدم، شرح حال و وضع عموم جوامع شما انسانها در تمام حلقه هاى آينده تاريخ است.[٢]
مرحله دوم اسلام
زمانى گذشت و آدم در زمين ماند و زندگى كرد و پير شد. اين علم به اسما كه خداوند به آدم تعليم داده و موجب حسادت شيطان شده بود، ممكن بود با مرگ آدم از بين برود. از اينرو خداوند متعال طى دستورى خطاب به آدم فرمود: «اين علم به اسما امانتى آسمانى است و بايد توسط انبيا و اوصياى انبيا دست به دست به رسول خدا و پس از او توسط اوصياى آخرين رسول به دست آخرين وصى، مهدى موعود منتقل شود. اين علم وقتى به ابراهيم خليل (ع) مىرسد، ابتدا تحويل اسماعيل خواهد شد و پس از او به پسر كوچك ابراهيم يعنى حضرت اسحاق مىرسد و سپس به ٤٨ پيامبر بنى اسرائيل؛ ٤٨ پيامبرى كه از نسل يعقوب پسر اسحاق به وجود مىآيند و پس از انقراض نبوت از بنى اسرائيل به بنى اسماعيل يعنى حضرت رسول اكرم (ص) و دوازده امام معصوم (ع) مىرسد. بنابراين تو وظيفه دارى جهت آزمايش و كشف خلوص باطنى دو پسر خود، هابيل و قابيل آنها را تشويق به نذر كنى و نذر هر كدام قبول شد او وصى تو خواهد بود. نذر چه بود، بماند ولى نذر هابيل قبول و به عنوان وصى آدم انتخاب شد و آدم علم اسما را كه موجب حسادت شيطان بود تحويل وى داد.
وجود اين علم و قبولى قربانى هابيل موجب حسادت قابيل گرديد و اقدام به قتل هابيل كرد.[٣] و هابيل نخستين شهيد راه علم خاصّ رسالت، خلافت و وصايت شد.
مرحله سوم اسلام
قرآن كريم در آيه ٥٤ سوره نساء مىفرمايد: «يهود بدين دليل نسبت به رسول خدا حسادت مىكند كه ما آن علم مخصوص را به آل ابراهيم (رسول خدا و اهل بيت) دادهايم»؛ يعنى چون اين علم را پس از انقراض نبوت اولاد اسحاق و يعقوب (پدر يهوديان بنى اسرائيل) از آنها گرفته، به اولاد اسماعيل- رسول خدا (ص) و اهل بيت (ع)- داده ايم يهود حسادت مىكند و با اسلام