ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - دروغ هزاره ها؛ حكومت جهانى بنى اسرائيل
خود را مصروف:
- انهدام قواى مسلمانان و بازماندگان بنى اسماعيل؛
- انعدام سرزمين آنها؛
- درگير ساختن مسلمانان در درگيرىهاى بزرگ به ظاهر آخرالزّمانى (چنانكه سينماى هاليوود آن را به نمايش مى گذارد) و:
- بالأخره تأسيس حكومت جهانى بنى اسرائيل بر ويرانههاى شرق اسلامى شده است.
اين همه را مقدّمه ساختم تا پرده از مفاهيم و مقاصد نهفته در پشت پرده مجازى سينماى آخرالزّمانى برداشته شود.
اشارهاى كوتاه درباره دو فيلم متأخّر؛ فيلم ٢٠١٢ و پيش از آن «باهوش»(Knowing) ، دو اثر قابل تأمّل در ميان آثار سالهاى گذشته هاليوودند. شايان ذكر است با عنوان ٢٠١٢ چند فيلم سينمايى و مستند ساخته شده و به نمايش درآمده است.
اين فيلم محصول ٢٠٠٩ در آمريكا ساخته شده بود.
شروع ماجراى فيلم به سال ١٩٥٨ برمى گردد. طى مراسمى گروهى از دانشآموزان آرزوها و درخواستهايشان درباره آينده را در يك كپسول زمان قرار داده و در زمينى مخفى مى كنند تا پنجاه سال بعد در معرض تماشا و مطالعه آيندگان قرار داده شود. در ميان آثار، دختركى مرموز برگهاى را به كپسول زمان سپرده كه تنها از اعداد و ارقام پوشيده شده است. بعد از پنجاه سال پرفسور كستلر با مطالعه اين برگه پى به وقايعى وحشتناك مى برد كه اتّفاق افتاده و درمى يابد كه در آينده نيز حوادث بزرگترى جهان و بشر را تهديد خواهد كرد، تلاش او براى متوقّف كردن حوادث پى در پى به جايى نمى رسد. گوئيا نوعى آگاهى، هوش يا الهام اخبار آينده را به آن دختر القاء كرده است.
با شروع آخرين وقايع كه مربوط به آخرالزّمان است؛ در حالى كه زمين و ساكنانش در حال نابودىاند، سفينههايى نورانى برگزيدهاى از زنان و مردان را با خود به آسمان مى برند. در ميان آنها، دختر و پسرى يهودىاند كه به آسمان صعود مى كنند. (و پايان فيلم، اين دو در دشتى بهشتى و جادويى به سوى درختى ويژه حركت مى كنند. در واقع آنان، نمايندگان برگزيده بشرى هستند كه پس از بحرانهاى بزرگ آخرالزّمان، بهشت موعود را كه همان حكومت هزارساله بنى اسرائيلى است، تأسيس خواهند ساخت. اين اثر، برخاسته از آموزههاى بنى اسرائيلى است.
فراموش نكنيم كه حسب تفاسير روايى ائمه دين (ع)، درخت ممنوعهاى كه حضرت آدم و حوا از نزديك شدن بدان منع شده بودند، شجره طيّبه پيامبر آخرالزّمان، مقام و منزلت ايشان و مأموريت ويژه آنها بوده است.
حكومت صالحان و ميراث انبياء و اوصياى عظام الهى، در تقدير پيامبر آخرالزّمان و اهل بيت مكرّم ايشان (ع) وارد شده بود. بنى اسرائيل در پى معلّم بزرگش، ابليس لعين، دريافته بود كه مأموريت تأسيس حكومت جهانى و انتشار دين جهانى بر دوش مردى از بنى اسماعيل، خلف صالح، وارث انبياء و اوصياء حضرت صاحب الزّمان (ع) گذارده شده است امّا، اين جريان، به جاى گردن نهادن به حكم خداوندى، از روى حسد، طريق كين جويى را در پيش گرفت.
بى دليل نيست كه مسيحيّت، پس از گذار از كارخانه تحريف پولُس و در قرن شانزدهم مارتينلوتر معترض، در اثر رخنه يهود به فرقهاى پروتستانى تبديل شد و مقامى در حدّ سگِ پاى سفره بنى اسرائيل را از آن مسيحيان ساخت. از همين طريق، بنيادگران انجيلى پروتستان، نه تنها خودشان بر آستان بنى اسرائيل سر سپردند، بلكه تمامى دستگاه سياسى، اقتصادى و نظامى آمريكا و انگليس را در كنار همه ساز و برگ رسانهاى و از جمله كمپانى هاى هاليوود در خدمت استراتژى و خواست اشرار يهود قرار داد.
با اين گفتوگوى مطوّل، درك اين خبر كه از طريق فاكسنيوز اعلام شده، سخت نيست؛ آمده بود كه: «٦٠ درصد مردم آمريكا معتقدند بايد با ايران جنگيد» دراين نظرسنجى كه بصورت تلفنى طى روزهاى ٢٣ و ٢٤ فوريه؛ يعنى هفته قبل انجام شد، نهصد نفر از شركتكنندگان در نظرسنجى، نظر خود را درباره موضعگيرى عليه ايران ابراز داشتند.
٦٠ درصد از پرسش شنودگان گفتهاند كه ديپلماسى و استفاده از تحريم در برابر سياست اتمى ايران كارايى ندارد و براى بازداشتن ايران از آنچه كه دستيابى به صلاح اتمى خواندهاند، بايد از ابزار نظامى استفاده كرد.
نكته جالب توجّه اينكه، ٧٥ درصد از شهروندان حامى گزينه به كارگيرى ابزار نظامى عليه ايران، داراى گرايش جمهورى خواهانه بودهاند.
عموماً جمهورى خواهان و اعضاى جناح راست مسيحى برخاسته از كمربند ايالات جنوبى آمريكا و متأثّر از بنيادگرايان مسيحى هستند.