ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - مرد خطابه و منبر
فرمان آمد: درباره چهار امام ... كتاب بنويس!\*
عبدالحسن بزرگمهرنيا
تقدير الهى بر آن بود كه «محمدكاظم» تنها فرزند والدين خود باشد؛ چه قبل از تولد او همه خواهران و برادرانش در دوران كودكى از دنيا رفته بودند.
پيشينيان گفتهاند كه: سنگ گوهر مردان مرد در كوره داغ و درد صيقل مىيابد و صفا مىگيرد. او نيز از كودكى در كانون و كوره درد پرورش يافت و باليد. در حالى كه بيش از ده سال نداشت از محضر مادر محروم شد و دو سال بعد نيز سايه پدر از سر او برگرفته شد. گويا طوفان بنيان كن حوادث بر آن بود كه ساقه تُرد وجودش را در همان اوان از جاى برآورد. امّا به خاطر توكل به خدا و توسل به اهل بيت (ع) و همچنين اعتماد به نفس قوى، همه آن تندبادها را پيروزمندانه از سر نهاد. او با وجود غروب غمبار پدر و مادر و هجوم سختىها و تلخىها راه و روش نياكان خود را رها نكرد و در زير سايه سترگ پدر آموختن را آغاز كرد.
سيد محمد كاظم قزوينى جوان در پرتوى هوش سرشار و كوشش خستگى ناپذير و بسيار، خيلى زود توانست پلههاى ترقى و تكامل را پيموده و در دانشهاى دينى دوران مانند فقه، اصول، تفسير، حديث و تاريخ به درجات بالا و مقام منيع اجتهاد دست يابد.
مرد خطابه و منبر
«سيد» از دوران جوانى، به خطابه و منبر علاقه فراوانى داشت و همين امر باعث گرديد كه در اين رشته با اخلاصى كه داشت يكى از نامآورترين و پُر آوازهترين
دو شرح حال مختصر از علّامه فقيد آيت الله سيّد محمّدكاظم موسوى قزوينى (ره) در مقدمه كتابهايش آمده است. يكى به قلم فرزند آن مرحوم در مقدمه كتاب «حضرت زينب (س) از ولادت تا شهادت» و ديگرى به خامه مترجمان محترم كتاب «حضرت مهدى (ع) از ولادت تا ظهور» كه ما در اينجا هر دو را با هم تلفيق مىكنيم تا بتوانيم سايه روشنى از حيات، حرارت، حماسه و حركتِ مردى بزرگ و مسئوليت شناسى سترگ به قدر توان خود ارائه دهيم.