ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - تاريخ فردا
تاريخ فردا
اسماعيل شفيعى سروستانى
قريب به سى سال پيش، وقتى در شهر و ديار خودم و در جمع فرهنگيان و مربيان تربيتى از جريان پنهان امّا پرسابقه ماسونيّت (فراماسونرى) مىگفتم و حسب آنچه كه مىشد از لابهلاى كتب و نشريات يا اقوال برخى اساتيد استخراج و عرضه كرد، پرده از انديشه و عمل اين جريان چند وجهى برداشتم، با نگاه متعجب، پرترديد و منكر عزيزانى روبهرو شدم كه آن همه را افسانهاى بافته تخيّلات مىپنداشتند.
همان نگاه، واپسينِ يك دهه تبديل به «تِز توهّم توطئه» شد؛ سخنى كه دست پروردههاى همان جريان ماسونى براى فرافكنى و دور كردن انگشتهاى اتهام كه به سويشان دراز شده بود بر زبان مىراندند. پوشيدگى ذاتى ماسونىگرى از يك سو و سادهانگارى برخى از مديران و مسئولان حوزههاى مهمّ فرهنگى، سياسى و اجتماعى از ديگر سو باعث شد كه طى سه دهه گذشته هيچگاه اين جريان به صورت جدّى مورد سؤال و بازخواست قرار نگيرد. در كنار اين دو عامل، نقش عوامل وابسته و نفوذى را كه در لايههاى مختلف مناسبات مطالعات مردم اين سرزمين لانه گزيدهاند نبايد از ياد برد.
با اين همه و به مناسبتهاى مختلف و به ويژه در هنگام نقد جريانات مهاجم فرهنگى و در آثار قلمى از اين جريان مخوف شيطانى كه طى يكى دو قرن اخير هيچگاه مناسبات سياسى، فرهنگى و اقتصادى سرزمينهاى اسلامى را رها نساخته سخن به ميان آوردم.
گذار نهضت اسلامى از مرز جوانى و ورود به دهه چهلم از حيات طيّبهاش، ظهور و بروز حال ديگرى را سبب شده است و اجازه مىخواهم عرض كنم، مجالِ حالى به حالى شدن و تحول جديد را فراهم آورده است. چنانچه بر اين حقير خرده گرفته نشود عرض مىكنم كه اين نهضت، در دهه چهلم از حيات اجتماعى، فرهنگى خودش مجال ظهور و بروز در هيئت انقلاب را مىيابد.
در جايى- يكى از آثار- نوشتهام كه جهان، طى چهارصد سال گذشته مجال تجربه دو انقلاب را يافته؛ اوّلى، انقلاب غربى كه واسپسِ رنسانس و نهضت روشنگرى در فرانسه ظاهر شد و به تبع خودش موجد فرهنگى نو و تمدنى متفاوت شد و دومى، انقلاب شرقى و اسلامى كه واسپس نهضت بزرگ اجتماعى و سياسى در ايران، مهيّاى ظاهر ساختن «فرهنگ و تمدن» اسلامى مىشود.
اولى، با نفى ديانت ورزى، تقدسزدايى (سكولاريزيم)، تفكر خود بنياد اومانيستى را اساس رويكرد انسان غربى قرار داد و از آن شاخ و برگ ليبراليسم اجتماعى و تمدن مدرن را آشكار ساخت و دومى درست در هنگامهاى كه تاريخ غربى، با افول و غروب دست و پنجه نرم مىكرد