ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
مربوط به تعيين جهت و اهداف آينده فناورىها كاملًا ضرورى است.
امّا آيا انجام اين بحثها و تبادل نظرها، اساساً امكانپذير است، آيا چنين نيست كه اين پيشرفتهاى فناورى به نحو اجتنابناپذير تحقق خواهد يافت؟
البته برخى از محققان، تمايل دارند كه اينگونه فكر كنند و همين انديشه را نيز ترويج كنند. به عنوان مثال، «گرگورى استاك» از دانشگاه ام. آى. تى، مدعى است كه «پرسش در اين خصوص كه آيا اين قبيل تحولات فناورى عاقلانه يا مطلوب هستند، حاكى از نوعى بىتوجهى و غفلت نسبت به اين امر است كه در اين امور گزينش و انتخاب آزاد و آگاهانه راهى ندارد. اين امور نتايج ضرورى و اجتنابناپذير تحولات ناشى از فناورى هستند»، امّا وضعيت تا اين حد، وخيم نيست و هرچند غول تا اندازهاى از بطرى خارج شده، امّا هنوز اين امكان وجود دارد كه دوباره آن را به بطرى بازگرداند و در آنجا كنترلش كرد.
يك واقعيت انكارناپذير، آن است كه طى يك قرن اخير، دانش ما در زمينه اعمال كنترل بر فناورىها به نحو قابل توجهى افزايش يافته است. به عنوان نمونه شواهد مربوط به نحوه تعامل ما با سلاحهاى ميكروبى و شيميايى نشان مىدهد كه هر چند تا كنترل كامل اين قبيل سلاحها راه زيادى در پيش است، امّا ميزان موفقيتهايى كه در اين خصوص حاصل شده، چشمگير بوده است.
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه توليد يك يا دو نوزاد طراحى شده، يا دستكارى در بدن چند تن معدود با استفاده از سيستمهاى روباتيك يا نانوتكنولوژى تفاوت چندانى در اوضاع به وجود نمىآورد. براى آنكه تأثير اين قبيل فناورىها آشكار شود، بايد آنها در مقياسى گسترده و تجارى به فعاليت بپردازند و صنايعى عظيم با پشتوانههاى مالى فراوان، در اين زمينه فعال شوند. امّا از قضا اين دقيقاً همان جايى است كه شهروندان و مصرفكنندان مىتوانند اراده و خواست آگاهانه خود را به نمايش بگذارند و خواستار تصويب قوانين و تنظيم مقررات و به كار افتادن سيستمهاى نظارتى مناسبى شوند كه از خطرات بالقوه اين فناورىها مىكاهد و در عوض، فوايد آنها را تقويت مىكند. به اين ترتيب، شهروندان در همه جا بايد درگير يك بحث سياسى فراگير بر سر اين نكته شوند كه انسان بودن در عصر فناورىهاى جديد به چه معنا است؟
آيا اين نوع بحث، منجر به دو قطبى شدن جامعه يا سوءاستفاده گروههاى محافظهكار كه خواهان محدود كردن افراد و آزادىهاى آنان هستند، نمىشود؟
چنين گمان نمىكنم. دليل اين امر، آن است كه اين فناورىها چنان نو، تازه و متفاوت از همه الگوهاى گذشته هستند كه سياستهايى كاملًا تازه را الزام مىكند. نگاهى به روند امور در آمريكا، طى يك دو سال اخير، از اين نظر بسيار نكتهآموز است. به عنوان مثال، زمانى كه بحث شبيهسازى آدمى در كنگره آمريكا مطرح بود، برخى از جمهورىخواهان (راستهاى افراطى) خواهان مجاز شمردن اين امر شدند، در حالى كه شمارى از ليبرالها بر ضرورت تدوين قوانين سختگيرانهتر براى نظارت بر اين تحقيقات، تأكيد ورزيدند.
از سوى ديگر، گروههاى طرفدار محيط زيست و