ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - آداب انتظار، اخلاق منتظر
(از عمل به آن) توقّف نماييد و آن را به ما برگردانيد (و در قبول يا ردّ آن سخنى نگوييد) تا اينكه حقيقت آن برايتان آشكار شود و بدانيد كه براى منتظر اين امر (فرج امام عصر (ع)) ثواب روزهدار شب زندهدار ثبت مىگردد و هر كس قائم ما را درك كند و به همراه او خارج شود (براى نبرد) و دشمن ما را بكشد، برايش مانند پاداش بيست شهيد منظور مىگردد و هر كس همراه قائم ما بجنگد برايش همچون اجر بيست و پنج شهيد منظور خواهد شد».[١]
١٤. مسئوليتپذيرى نسبت به شيعيان: همانا كسى كه متكفّل ايتام آل محمّد (ص) شود، آنان كه از امامشان جدا شده و در جهل خود سرگردان مانده و در دست شياطين و ناصبيان از دشمنانمان اسير گشتهاند، پس آنان را از چنگال شياطين و دشمنان ما نجات داده، از حيرتشان بيرون برد و شياطين را با ردّ وسوسههايشان سركوب نموده، ناصبيان را با دلايل پروردگارشان و دليل امامتشان مقهور سازد، چنين كسانى نزد خداوند به بلندترين جايگاه از بندگان برترى يابند، بيش از فضيلت آسمان بر زمين و بيش از فضيلت عرش و كرسى و حُجُب بر آسمان و برترى آنها بر اين عابد همچون امتياز ماه شب چهارده بر مخفىترين ستاره در آسمان مىباشد».[٢]
در اينجا به فهرستى از تكاليف بندگان نسبت به آن حضرت حجّت (ع) در دوران غيبت كه در كتاب شريف «مكيال المكارم» گردآورى شده، اشاره مىكنيم:
١. تحصيل صفات و آداب ويژه آن حضرت،
٢. رعايت ادب نسبت به ياد او،
٣. محبّت او به طور خاص،
٤. محبوب نمودن او در ميان مردم،
٥. انتظار فرج و ظهور آن حضرت،
٦. اظهار اشتياق به ديدار آن بزرگوار،
٧. ذكر مناقب و فضايل آن حضرت،
٨. اندوهگين بودن مؤمن از فراق آن حضرت،
٩. حضور در مجالس فضايل و مناقب آن حضرت و تشكيل آن مجالس،
١٠. سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن حضرت،
١١. قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت،
١٢. گريستن، گرياندن و خود را به گريه كنندگان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت،
١٣. درخواست معرفت امام عصر- ارواحنا له الفداء-
از خداوند متعال،
١٤. تداوم درخواست معرفت آن حضرت،
١٥. دعا در زمان غيبت آن حضرت،
١٦. شناختن نشانههاى ظهور،
١٧. تسليم بودن و عجله نكردن،
١٨. صدقه دادن به قصد سلامتى آن حضرت و انجام اعمال واجب و مستحب به نيابت از ايشان،
١٩. سعى در خدمت كردن به آن حضرت،
٢٠. تجديد بيعت با ايشان در هر روز و هر لحظه.[٣]
پىنوشتها:
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٢٠٠.
[٢]. تفسير برهان، ج ٢، ص ١٤٩.
[٣]. تفسير عياشى، ج ١، ص ٢٣٦، ح ١٩٨.
[٤]. غيبت نعمانى، ص ١٦٩، ح ١١.
[٥]. همان، ص ١٥٠، ح ١٠.
[٦]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٣٣.
[٧]. اقبال الأعمال، ص ٤٥٧.
[٨]. مكيال المكارم، ج ٢، ص ٤١٨.
[٩]. كافى، ج ٢، ص ٢٢٥، ح ١٣.
[١٠]. نهج الفصاحه، ج ٢، ص ٣٧٢.
[١١]. كشف الغمه، ج ٣، ص ٢٦٧.
[١٢]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٦٧.
[١٣]. كمالالديّن و تمامالنعمة، ج ٢، ص ٢٣٨.
[١٤]. محجّة البيضاء، ج ١، ص ٣٢.
[١٥]. غيبت نعمانى، ص ١٧٣.
[١٦]. نهج البلاغه، خطبه ١٠٣، فيض ٢٩١.
[١٧]. إعلام الورى، ص ٤٠٨.
[١٨]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٤٩، ح ٧٣.
[١٩]. مهج الدّعوات، ص ٣٣٢.
[٢٠]. كافى، ج ١، ص ٥٢، ص ١١.
[٢١]. امالى طوسى، صص ٢٣٢ و ٤١٠؛ بشارة المصطفى، ص ١١٣.
[٢٢]. با استفاده از كتاب مكيال المكارم.