ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - موقعيت ژئودكترين جمهورى اسلامى ايران
عوامل متعددى به عنوان تهديد اين موقعيت ايران مطرح هستند. فهرست بلندى از تهديدهاى غربىها عليه جمهورى اسلامى وجود دارد كه همواره در تلاشاند تا اين موقعيت را متزلزل و نابود و بىاثر سازند:
سكتاريزاسيون (فرقهگرايى)- بالكانيزاسيون (تجزيهى سرزمينى)- گلوباليزاسيون (ذوب در نظام سياسى، اقتصادى و فرهنگى غرب به بهانهى جهانىسازى)- واتيكانيزاسيون (تحديد نهاد ولايت فقيه)- ليبراليزاسيون فرهنگى و اقتصادى- سكيولاريزاسيون- اينديويدو آليزاسيون تربيتى- امانيزاسيون اعتقادى- پرنوكراتيزاسيون سياسى- اليناسيزاسيون اجتماعى و هويت زدايى به ويژه در نسل جوان- و مواردى ديگر.
راههاى مقابله با اين تهديدها كدامند؟
بخشى از اين تهديدها بايد توسط نهادهاى حكومتى و دولتى خنثى شوند، و بخشى نيز توسط مردم. اما يك نكته ميان هر دو مشترك است و آن هم نياز به بصيرت است.
اگر مردم و حكومت مداران ندانند كه كشور چه جايگاه و موقعيت ممتازى دارد و از وجود چنين نعمتى غفلت كنند، يقيناً آن را از كف خواهند داد. از سوى ديگر اگر اين موقعيت را نشناختند، قطعاً متوجه تهديدها و آسيبهاى آن نيز نخواهند بود، كه اين غفلت موجب خسارتها و فجايع جبران ناپذيرى خواهد شد. لذا بصيرت حكومت و مردم، عامل اساسى خنثىسازى اين تهديدها و حفظ اين موقعيت ممتاز به عنوان ميراثى براى نسلهاى بعدى است.
اين موقعيت چه ربط و نسبتى با حوزهى فكرى و فرهنگى ايران اسلامى شيعى پيدا مىكند؟
موقعيت ژئوكالچر ايران امروز، عميقاً متاثر از فرهنگ شيعى ايران است. اگر اين فرهنگ نبود، انقلاب اسلامى ايران نيز نبود و حداكثر در حد يك انقلاب ملى رقم مىخورد.
انقلاب اسلامى ايران، جهان را از حالت دوقطبى درون پارادايم امانيسم (بشرگرايى) كه جهان را به دو قطب ليبرال كاپيتاليسم غرب و سوسياليسم شرق تقسيم مىكرد، به درآورد، و به جهان دوقطبى جامعترى رساند: جهان دوقطبى امانيسم (بشرگرايى) و تئوئيسم (خداگرايى).
پس موقعيت ژئوكالچر ايران در جهان امروز مقوم جهان ژئوپارادايم دوقطبى خداگرا- بشرگراست. و اگر فرهنگ ايرانى شيعى نبود، نظام دوقطبى نوين در جهان شكل نمىگرفت. اهميت ژئواستراتژيك ايران در جهان از اين روست كه نه تنها خود يك قطب اين نظام دوقطبى است، بلكه خود، اين نظام را شكل داده است. اين يعنى بازىگرى در عرصهى جهانى. البته مايل نيستم اين مطلب به نوعى خود بزرگبينى فرهنگى يا اعتماد بنفس كاذب بدل شود، زيرا موقعيت و جايگاه برتر داشتن، نيازمند زحمت و تلاش گستردهتر براى حفظ آن است. لذا از حيث توجه و تنبه عرض مىكنم تا به نوعى بتوان حساسيتها را نسبت به داشتهها و سرمايههاى ملى و دينى برانگيخت.
با توجه به روىكرد انقلاب اسلامى به آيندهى جهان اسلام و نقش ايران در واقعهى شريف ظهور حضرت ولىعصر (عج) جايگاه اين موقعيت در اين روىكردها چيست؟
با پديد آمدن نظام دوقطبى خداگرا- بشرگرا، موقعيت ژئوپارادايم ايران به عنوان مركز جهان خداگرا، مقوم روىكرد انقلاب اسلامى در جهان اسلام به ويژه در حوزهى الهام بخشى براى رهايى از سلطهى بيگانگان بود كه نمونههاى آن در لبنان و فلسطين مشهود است. ظهور مهدى موعود (عج) متضمن حضور دين در عرصهى زندگى بشر و تقويت قطب خداگرا و بسط جامعهى موحدين و متقين در عالم است. موقعيت ايران كنونى، متضمن اين حركت بوده است و براى نهادينهسازى و تقويت آن بايد تلاش كرد. گام بعدى كه بسيار دشوار است، «دينىسازى سبك زندگى» بشر است. در واقع كار اساسى كه روىكرد جدى انقلاب اسلامى، پس از تحقق نظام ژئوپارادايم امانيسم و تئوئيسم است، مسألهى تحقق «سبك زندگى مهدوى» است. اگر سبك زندگى بشر مهدوى شود، زمينهسازى براى ظهور به نتيجه خواهد رسيد. موقعيت ويژهى ايران امروز، در اين مسير بسيار مؤثر است.
وظيفهى دولت اسلامى و مردم در قبال اين موقعيت در سطح منطقهاى و جهانى چيست؟
هر پديدهى اجتماعى، در حركت كلى خود از سه مرحله عبور مىكند: ايجاد، حفظ و بسط. موقعيت كنونى محيطى ايران در نظام اجتماعى جهان امروز نيز از اين قاعده مستثنى نيست.
مرحلهى نخست كه مرحلهى ايجاد اين موقعيت بوده، اكنون محقق شده است. بايد اين موقعيت را درك كرد.
مرحلهى دوم، حفظ اين موقعيت است. وظيفهى دولت و مردم در اين مقطع حساس، حفظ و پاسداشت اين موقعيت بسيار ارزشمند است. اما آنهم كافى نيست، بلكه بايد به سراغ مرحلهى سوم رفت و مسألهى بسط اين موقعيت ممتاز را مدنظر داشت. اگر مرحلهى سوم، يعنى بسط موقعيت جمهورى اسلامى محقق شود، گامى در جهت زمينهسازى براى ظهور مهدى موعود (عج) محقق شده است.
هوشيارى و بصيرت دولت و مردم از يكسو، و اهتمام به بسط اين موقعيت از سوى ديگر، وظايف كلى ما در نسبت با موقعيت ممتاز «ژئودكترين نهضت انتظار» محسوب مىشود.
از اينكه در اين گفتوگو شركت كرديد، سپاسگزاريم.