ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - موقعيت ژئودكترين جمهورى اسلامى ايران
اكنون مىتوان پرسيد موقعيت ايران از حيث محيطى چيست و چه عواملى اين موقعيت را پديد آوردهاند؟
پرسش خوبى است. امروز ايران، حساسترين و ويژهترين موقعيت را در چند صد سال اخير داراست كه هم مىتوان آن را يك سرمايه عظيم به حساب آورد، و هم زمينهى طمع دشمنان.
من اين موقعيت را در چند محور معرفى مىكنم.
١- در حال حاضر ايران از نظر ژئودكترين، به «هارتلند» يا قلب حياتى سرزمين جهانى تبديل شده است. در سطح كره زمين، بخش محدودى به خشكىها اختصاص دارد. در ميان خشكىهاى كرهى زمين، قطعهى بزرگ و يكپارچهى آسيا- اروپا، به عنوان جزيرهى اصلى كرهى زمين مطرح است كه به جزيرهى جهانى معروف است.
حدود يكصد سال قبل، هالفورد مكيندر قلب جزيرهى جهانى را منطقهى آسياى مركزى معرفى كرد كه شامل قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان، قرقيزستان، تاجيكستان، بخشهايى از شمال افغانستان و شمال خراسان ايران، و بخشهايى از شكم روسيه در مرز كشور قزاقستان مىشود، يعنى منطقهى عمومى شرق درياى خزر. فرض مكيندر اين بود كه هر كس بر اين هارتلند يا قلب حياتى سرزمين جهانى حكومت كند، بر جهان حكومت خواهد كرد. گمان بر اين است كه هيتلر تحت وسوسههاى ژئوپليتيسين خود هاوس هافر، در لشكركشى به سوى شرق، در صدد دستيابى به سرزمينهاى ماوراء آرال و خزر بود كه البته تا منطقهى چچن بيشتر نتوانست پيشروى كند.
آمريكا و ناتو نيز با همين انگيزه و البته به بهانهى مقابله با القاعده و طالبان، افغانستان را اشغال كرد تا از آن طريق بتواند آسياى ميانه يا همان هارتلند را كنترل كند. اما مسايلى پديد آمد كه براى قدرتهاى استكبارى مشخص شد كه هارتلند جهان، پس از فروپاشى شوروى، به دلايل گوناگون از آسياى ميانه، به ايران منتقل شده است. اكنون ايران به عنوان قلب سرزمين حيانى (جزيرهى جهانى) در جهان ژئودكترين مطرح است و برآورد مىشود كه از سال ٢٠٠٥ ميلادى به مدت بيش از پنجاه سال جمهورى اسلامى ايران مىتوان اين موقعيت را حفظ كند.
٢- همچنين در حال حاضر ايران از نظر هيدرودكترين به «هارتسى» يا قلب حياتى درياى جهانى تبديل شده است. هارتسى جهان از بدو جنگ دوم جهانى در منطقهى عمومى غرب اقيانوس اطلس شمالى شكل گرفت. دليل آن هم تردد گستردهى ناوگان تجارى آمريكا و اروپا در اين منطقه، ميان اروپاى غربى و سواحل شرقى آمريكا و كانادا بود. اروپاى سال ١٩٤٥ كه شاهد تسليم آلمان هيتلرى بود، با ويرانى عظيم حاصل از جنگ جهانى دوم و مشكلات آن درگير شد، لذا به مدت ربع قرن نيازمند كمكهاى آمريكا از طريق اقيانوس اطلس بود. در يك منطقهى مثلثى در غرب اقيانوس اطلس شمالى، يعنى از درياى ساراگاسو تا جزيرهى برمودا، و در نهايت درياى كاراثيب، منطقهاى تحت عنوان هارتسى جهان شكل گرفت. فرض بر اين بود كه هر كس كنترل اين منطقه را عهدهدار شود، كنترل درياى اصلى جهان را در اختيار دارد. اقتصاد ماوراء اقيانوسى (ترانس اوشنيك)