النوادر - ط بنياد فرهنگ اسلامى - الراوندي، السيد فضل الله - الصفحة ٢٢٧ - در ملاقات با«اهل صفه»
يا تنگ مىماند، يا وسعت مىيابد.
سعد، سؤال كرد: اى رسول خدا ٦! آيا تو هم از مرگ و قبر بيمناك هستى؟
رسول خدا ٦ فرمود: نه، اما از نعمتهاى آشكار خداوند شرمسارم، كه نتوانستهام حق آن و حتى حق جزئى از هفت قسمت آن را ادا كنم! سعد گفت: من هم خدا و رسول ٦ و هر كه را در اينجا حضور دارد، به گواهى مىگيرم كه، خواب شب، غذاى روز، لباس شب، معاشرت با مردم، و مباشرت با زن را بر خود حرام گردانم! رسول خدا ٦ و سلّم فرمود: هرگز اين كار را نكن، اگر با مردم معاشرت نداشته باشى، چگونه امر به معروف و نهى از منكر مىكنى؟ اضافه بر اين، پس از سكونت در شهر و ميان مردم، سر به صحرا و بيابان گذاشتن، كفران نعمت است.
آرى، شب را بخواب، روز غذا بخور، لباسى را كه طلا يا ابريشم بافت و زرد نباشد بپوش، و همچنين با زن مباشرت و زناشويى داشته باشد.
اى سعد! اكنون به سوى قبيله «بنى مصطلق» برو، زيرا آنان فرستاده مرا بر گردانندهاند! اما وقتى «سعد» به سوى آن قبيله