اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٨٥ - ضرورت خيرخواهى
لازم و ضرورى است، ولى مديران و كارمندان مسلمان، بايد نسبت به فرادستان و سازمان متبوع خود، دلسوزى و خيرخواهى بيشترى داشته باشند. امام صادق ٧ پيرامون خيرخواهى عمومى مىفرمايد:
«عَلَيْكُمْ بِالنُّصْحِ لِلَّهِ فى خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقاهُ بِعَمَلٍ افْضَلَ مِنْهُ»[١]
بر شما باد كه به خاطر خدا خيرخواه مردم باشيد كه هرگز با عملى بهتر از آن به ملاقات خدا نخواهى رفت.
امير مؤمنان ٧ به خصوص بر خيرخواهى مديران تصريح كرده و پس از شهادت محمد بن ابى بكر طى نامهاى، مالك اشتر را از «نصيبين» احضار مىكند تا به ولايت مصر منصوب سازد و ضمن آن مىنويسد:
«اسْتَخْلِفْ عَلى عَمَلِكَ اهْلَ الثِّقَةِ وَالنَّصيحَةِ مِنْ اصْحابِكَ»[٢]
يكى از يارانت را- كه مورد اطمينان و خيرخواه است- به جاى خويش بگمار.
بايد گفت موضوع نصيحت و خيرخواهى به حدّى در حوزه مديريت اسلامى گسترده و جدّى است كه آن را از مرز يك ويژگى اخلاقى فراتر برده، به عنوان يك حقّ مسلّم مطرح ساخته است. چنان كه امام على ٧ مىفرمايد:
«ايُّهَا النَّاسُ انَّ لى عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَىَّ حَقٌّ؛ فَامَّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُمْ وَ ... امَّا حَقّى عَلَيْكُمْ فَالْوَفاءُ بِالْبَيْعَةِ وَالنَّصيحَةُ فِى الْمَشْهَدِ وَالْمَغيبِ ...»[٣]
اى مردم! من بر عهده شما حقّى دارم و شما نيز بر گردن من حقّى داريد؛ امّا حق شما بر من خيرخواهى براى شماست ... امّا حق من بر شما، وفادارى به بيعت و خيرخواهى در حضور و غياب من است.
همينطور امام ٧، نصيحت و خيرخواهى را از ويژگىهاى رهبر بزرگوار اسلام- حضرت محمد ٦- دانسته، مىفرمايد:
«بَعَثَهُ وَالنَّاسُ ضُلَّالٌ فى حَيْرَةٍ ... فَبالَغَ ٦ فِى النَّصيحَةِ وَ مَضى عَلَى الطَّريقَةِ»[٤]
[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٦٤
[٢] - بحارالانوار، ج ٣٣، ص ٥٢٧
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ٣٤، ص ١١٤
[٤] - همان، خطبه ٩٤، ص ٢٨٢