اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٧٦ - محدوده تغافل
«مَنْ لَمْ يَتَغافَلْ وَ لا يَعُضَّ عَنْ كَثيرٍ مِنَ الْامُورِ تَنَغَّصَتْ عيشَتُهُ»[١]
هر كس تغافل نورزد و از بسيارى از امور [خلاف ديگران] چشم نپوشد، زندگىاش تلخ مىگردد.
٥- حفظ حرمت
مدير در مجموعه تحت امر خود بايد از احترام كافى برخوردار باشد تا بتواند از عهده اداره سازمان به خوبى برآيد. خردهگيرى و ايراد و پرخاش و گاهى تنبيه و جريمه به خاطر اشتباهات و سهلانگارىهاى عادى و كماهميّت، هيبت و احترام مدير را مىشكند و در نتيجه شرط لازم مديريت را از كف مىدهد. براى مصون ماندن از چنين آسيبى بايد به اصل تغافل تمسك جست؛ چنان كه امام صادق ٧ مىفرمايد:
«اعْظِمُوا اقْدارَكُمْ بِالتَّغافُلِ»[٢]
قدر خود را با تغافل بزرگ داريد.
محدوده تغافل
تغافل با همه ارزش و آثار ارزنده خود بايد در محدوده خاصّى اعمال شود تا سودمند افتد و اگر از حد بگذرد چه بسا بىاثر يا زيانآور گردد.
آنچه مسلّم است اين كه كارآيى اصل تغافل با اشتباهات جزئى و كماهميت شروع مىشود كه بود و نبود آنها به اهداف و اركان سازمان لطمه جدّى وارد نمىسازد؛ ولى مرز توقف آن، به مدير، نيروها، سازمان و زمان و مكان آن بستگى دارد؛ چه بسا نسبت به شخصى، تغافل، كاربرد داشته باشد و نسبت به شخص ديگر با همان خطا، كاربرد نداشته باشد يا خطايى در سازمان قابل اغماض باشد و در سازمان ديگر قابل چشمپوشى نباشد. تشخيص چنين كارى بهعهده مدير است كه با نظر خود يا مشورت با مشاوران، موقعيتها را بسنجد و آنچه را سودمند تشخيص مىدهد انجام دهد. توصيه
[١] - شرح غررالحكم، ج ٥، ص ٤٥٥
[٢] - مستدرك الوسائل، ج ٩، ص ١٥٩