اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٧٣ - نقش سازنده تغافل
اشتباهات خرد و كلان مىشوند و كمتر كسى يافت مىشود كه مرتكب اشتباهى نشود يا خود را مصون از آن بداند.
از سوى ديگر، خردهگيرى و بازخواست از ديگران درباره اشتباهات سهوى يا خطاهايى كه هنوز به مرز جرم و گناه نرسيده چندان خردمندانه و مورد پسند نيست و در اين گونه موارد عقل و شرع بر چشمپوشى و گذشت، نظر دارند و تغافل، لطيفتر و سازندهتر از عفو و گذشت است.
نقش سازنده تغافل
هر مديرى در معاشرت با كاركنان مجموعه خود، بهطور معمول با برخى لغزشها و اشتباهات آنان رو به رو مىشود و مديريت او نيز ايجاب مىكند كه آنها را به صفر برساند يا به حداقل ممكن كاهش دهد. براى چنين مقصودى، روشهاى گوناگونى مثل تذكر كتبى و شفاهى، توبيخ، جار و جنجال، برخورد حذفى، تذكّر غير مستقيم و تغافل را مىتوان مورد استفاده قرار داد.
در روايات اسلامى، از تغافل، گاه به عقل و حلم تعبير شده كه هر دو در مديريت نقش كليدى دارند و نشان دهنده ارزش تغافل هستند. امير مؤمنان ٧ مىفرمايد:
«لا عَقْلَ كَالتَّجاهُلِ»؛[١]
هيچ خردى چون خود را به نادانى زدن نيست.
و
«لا حِلْمَ كَالتَّغافُلِ»[٢]
هيچ بردباريى چون تغافل نيست.
بر اين اساس، مديرى كه در برابر لغزشهاى همكاران خود، اصل تغافل را در پيش گيرد، در واقع، خرد و بردبارى را توأمان ساخته و به شريفترين خُلق دست يافته است.
[١] - شرح غدر الحكم، ج ٦، ص ٣٥٦.
[٢] - همان