اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٥٦ - ٦ - اعتماد به نفس
الَّذى يَسْتَعْلى عَلَيْهِ وَ تَدْبيرُهُ فى امُورِهِ»[١]
سه چيز را هر انسانى درست مىپندارد؛ مذهبى را كه به آن ايمان دارد، خواستهاى كه به آن دست مىيابد و تدبير در كارهايش را.
جالب است كه امام ٧ ضمن تصريح بر فراگير بودن اين خصلتها نسبت به همه افراد، هشدار مىدهد كه انتقادناپذيرى در سه حيطه فكرى، اخلاقى و عملى نفوذ مىكند و انديشه، صفات و عملكرد آدمى را به تباهى مىكشاند.
رسول اكرم ٦ نيز در سخن نغزى، رمز حقگريزى و باطلگرايى را كه منشأ انتقادناپذيرى است، بيان كرده، مىفرمايد:
«يا اباذَرٍّ الْحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ وَالْباطِلُ خَفيفٌ حُلْوٌ»[٢]
اى اباذر! حق، سنگين و تلخ است و باطل، سبك و شيرين.
حقناپذيرى، نوعى بيمارى روحى است. براى درمان اين بيمارى، بايدحق را شناخت، حقجويى و حقگويى را پيشه كرد و در بستر حقپويى گام نهاد. مديرى كه از شنيدن انتقاد بجا و سازنده امتناع ورزد، قطعاً زير بار حق رفتن نيز برايش سنگين است؛ چنان كه امير مؤمنان ٧ مىفرمايد:
«مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ انْ يُقالَ لَهُ اوِ الْعَدْلَ انْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ كانَ الْعَمَلُ بِهِما اثْقَلَ عَلَيْهِ»[٣]
كسى كه سخن حق و پيشنهاد عادلانه را سنگين بشمارد به طور قطع عمل به آنها برايش سنگينتر است.
٦- اعتماد به نفس
از ضروريات اخلاقى مديران، داشتن «اعتماد به نفس» است؛ يعنى ايمان داشتن به
[١] - تحف العقول، حرّانى، ص ٢٣٦
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٧، ص ٨٤
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ٢٠٧، ص ٦٨٧