اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤١ - جلوههاى حضور
ولع، مرا بر سر سفره غذاهاى رنگارنگ نشاند! چرا كه ممكن است در حجاز و يمامه (اقصى نقاط مملكت) كسانى باشند كه آرزوى قرصى نان بر دلشان باشد و طعم سيرى را فراموش كرده باشند! واى بر من اگر با شكم سير بخوابم و در اطراف مملكت، شكمهاى گرسنه و جگرهاى تشنه، سر بر بالين نهند! آيا به اين بسنده كنم كه مرا امير مؤمنان بخوانند ولى در سختى و تلخ كامى روزگار، غمخوار و پيشتاز مردم نباشم؟![١]
جلوههاى حضور
براى محك زدن خويش و سنجش فعاليت وجدان، بايد دنبال علائم و آثار آن بگرديم از جمله:
١- پشتيبانى از وجدان
انسانهاى با وجدان همواره تلاش مىكنند تا وجدان در همه جا حاكم گردد و پديده شوم بى وجدانى نابود شود؛ اين كسان، همواره به ديگران سفارش مىكنند كه نگاهبان وجدان خويش باشند و از آن اطاعت كنند.
مردى به نام «وابصه» خدمت رسول خدا ٦ رسيد و قصد داشت درباره «برّ و تقوا»- كه در آيه ٢ سوره مائده آمده است- پرسش كند، امّا پيش از طرح سؤال، رسول خدا ٦ فرمود: «اى وابصه! آمدهاى كه از برّ و تقوا و اثم و عدوان پرسش كنى؟» وابصه گفت:
آرى. پيامبر ٦ دست بر سينه او زد و فرمود: «وابصه، اين سؤال را از قلب خودت بپرس؛ دل تو نيكى و بدى را خوب مىشناسد.»[٢]
سخن رسول خدا ٦ برگرفته از اين آيه شريف قرآن است كه مىفرمايد:
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّيها فَالْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها»[٣]
سوگند به نفس و آنكه او را منظم ساخت و بدى و خوبى را به او الهام كرد.
[١] - نهجالبلاغه، نامه ٤٥، ص ٩٧٠- ٩٧١
[٢] - بحارالانوار، ج ١٨، ص ١١٨؛ محجة البيضا، ج ١، ص ٥٨
[٣] - شمس( ٩١)، آيات ٧- ٨