اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٩ - بركات اخلاق در مديريت
صيدشده قلمداد نكنند[١] و خود را امانتدار خدا براى خدمت به خلق بدانند و آراسته شدن به نيكىها و دورى از بدىها آنان را فرشتهخو كند و درندهخويى را از وجودشان خارج كنند؛ چنان كه امير مؤمنان ٧ به مالك اشتر فرمود:
«وَ لا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضارِياً تَغْتَنِمُ اكْلَهُمْ»[٢]
با مردم همانند حيوان درندهاى مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى!
دوم: مرحله تحليه و آراسته شدن به فضايل اخلاقى؛ در اين مرحله مديران، خود را به اصول اخلاق مديريت مىآرايند و از ارزشهاى اخلاقى پاسدارى مىكنند. نسبت به فرادستان و فرودستان رفتار شايسته داشته؛ با ارباب رجوع نيز متواضع، نرمخو، گشادهرو و مهربان مىباشند. چنانكه امام على ٧ خطاب به محمد بن ابىبكر فرمود:
«فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَكَ، وَ الِنْ لَهُمْ جانِبَكَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ»[٣]
با آنان فروتن باش و با نرمخويى و چهرهاى گشاده برخورد نما.
بركات اخلاق در مديريت
١- هموار كننده راه
هر مدير براى دستيابى به هدفهايش، به ابزارى نياز دارد تا در پرتو آن با سهولت و آسانى به سر منزل مقصود برسد. تخلق به اخلاق در مديريت ابزارى است كه راه را براى انسان هموار و وى را در نيل به سعادت يارى مىدهد.
امير مؤمنان على ٧ مىفرمايد:
«مَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ»[٤]
كسى كه خُلقش نيكو باشد، راهها (ى رسيدن به مقصود) برايش آسان مىشود.
[١] - ر. ك. نهجالبلاغه، نامه ٥، ص ٨٣٩
[٢] - همان، نامه ٥٣، ص ٩٩٣.( فصل پايانى كتاب عهدهدار بيان آفتهاى اخلاق سازمانى است.)
[٣] - همان، نامه ٢٧، ص ٨٨٦.( فصلهاى دوم تا چهارم كتاب عهدهدار اين مرحله خواهد بود.)
[٤] - شرح غررالحكم، ج ٥، ص ٣٠٦