اخلاق مديريت
(١)
مقدمه
١٣ ص
(٢)
فصل اول كليات اخلاق مديريت
١٥ ص
(٣)
تبيين واژهها
١٥ ص
(٤)
رابطه اخلاق و مديريت
١٦ ص
(٥)
ضرورت اخلاق براى مديران
١٨ ص
(٦)
صلاحيتهاى اخلاقى مديران
١٨ ص
(٧)
بركات اخلاق در مديريت
١٩ ص
(٨)
فصل دوم اصول اخلاق مديريت
٢٣ ص
(٩)
1 - قدرت روحى
٢٣ ص
(١٠)
شرح صدر
٢٤ ص
(١١)
ارزش شرح صدر
٢٥ ص
(١٢)
شرح صدر، ضرورت مديريت
٢٥ ص
(١٣)
راههاى دستيابى به قدرت روحى
٢٧ ص
(١٤)
نشانههاى دريادلى
٢٩ ص
(١٥)
2 - ساده زيستى
٣١ ص
(١٦)
سادهزيستى در زندگى شخصى و خانوادگى
٣٣ ص
(١٧)
سادهزيستى در زندگى اجتماعى
٣٥ ص
(١٨)
رهآورد سادهزيستى
٣٧ ص
(١٩)
3 - وجدان كارى
٣٨ ص
(٢٠)
ضرورت اطاعت از وجدان
٣٩ ص
(٢١)
جلوههاى حضور
٤١ ص
(٢٢)
عوامل بىوجدانى
٤٤ ص
(٢٣)
4 - انضباط ادارى
٤٦ ص
(٢٤)
انواع انضباط
٤٧ ص
(٢٥)
انضباط در نيروهاى مسلح
٤٨ ص
(٢٦)
ايمان و انضباط
٤٩ ص
(٢٧)
5 - انتقادپذيرى
٥١ ص
(٢٨)
جايگاه بحث
٥٢ ص
(٢٩)
دستآوردها
٥٣ ص
(٣٠)
بيمارى انتقادناپذيرى
٥٥ ص
(٣١)
6 - اعتماد به نفس
٥٦ ص
(٣٢)
ارتباط توكل و اعتماد به نفس
٥٧ ص
(٣٣)
زمينهها
٥٨ ص
(٣٤)
7 - دليرى
٦١ ص
(٣٥)
شجاعت و مديريت
٦٢ ص
(٣٦)
اسوهها
٦٣ ص
(٣٧)
همراهان شجاعت
٦٦ ص
(٣٨)
8 - وقار و متانت
٦٧ ص
(٣٩)
اصالت متانت
٦٧ ص
(٤٠)
سرچشمه وقار
٦٨ ص
(٤١)
ميوههاى شيرين
٦٩ ص
(٤٢)
سفارش معصومين
٧١ ص
(٤٣)
9 - تغافل
٧٢ ص
(٤٤)
نقش سازنده تغافل
٧٣ ص
(٤٥)
آثار و بركات
٧٤ ص
(٤٦)
محدوده تغافل
٧٦ ص
(٤٧)
فصل سوم رفتار با فرادستان
٨١ ص
(٤٨)
1 - اطاعت و فرمانبرى
٨١ ص
(٤٩)
سيره معصومين
٨٢ ص
(٥٠)
2 - خيرخواهى
٨٤ ص
(٥١)
ضرورت خيرخواهى
٨٤ ص
(٥٢)
جلوههاى خيرخواهى
٨٦ ص
(٥٣)
3 - پرهيز از چاپلوسى
٨٧ ص
(٥٤)
انگيزههاى چاپلوسى
٨٧ ص
(٥٥)
پيامدها
٩٠ ص
(٥٦)
پيشگيرى و درمان
٩١ ص
(٥٧)
فصل چهارم رفتار با فرودستان
٩٣ ص
(٥٨)
1 - روابط صميمانه انسانى
٩٣ ص
(٥٩)
رهنمودهاى اسلام
٩٤ ص
(٦٠)
اسوهها
٩٥ ص
(٦١)
2 - برخورد عادلانه
٩٦ ص
(٦٢)
ملاك برخورد
٩٧ ص
(٦٣)
سيره رسول خدا
٩٨ ص
(٦٤)
3 - خوشبينى
١٠٠ ص
(٦٥)
كاربرد خوشبينى در مديريت
١٠١ ص
(٦٦)
فرجام بدبينى
١٠٢ ص
(٦٧)
4 - گشادهرويى
١٠٣ ص
(٦٨)
ضرورت گشادهرويى
١٠٣ ص
(٦٩)
آثار سودمند
١٠٤ ص
(٧٠)
5 - قاطعيت در عين نرمى
١٠٦ ص
(٧١)
سنجش و واكنش
١٠٦ ص
(٧٢)
سيره علوى
١٠٧ ص
(٧٣)
6 - قدرشناسى و ارجگزارى
١٠٩ ص
(٧٤)
قدردانى در حيطه مديريت
١١٠ ص
(٧٥)
7 - عيبپوشى
١١٢ ص
(٧٦)
نكوهش عيبجويى
١١٣ ص
(٧٧)
8 - همدردى
١١٥ ص
(٧٨)
ديدگاه اسلام
١١٥ ص
(٧٩)
همدردى در مديريت
١١٧ ص
(٨٠)
فصل پنجم آفات اخلاق سازمانى
١٢١ ص
(٨١)
1 - خودمحورى
١٢١ ص
(٨٢)
راه رهايى
١٢٢ ص
(٨٣)
2 - دورويى
١٢٣ ص
(٨٤)
وظيفه مدير
١٢٤ ص
(٨٥)
3 - تنگنظرى
١٢٥ ص
(٨٦)
ريشه و فرجام تنگ نظرى
١٢٦ ص
(٨٧)
4 - تبعيض
١٢٧ ص
(٨٨)
نمودهاى عدالت
١٢٨ ص
(٨٩)
5 - انتقامجويى
١٢٩ ص
(٩٠)
مرز عفو و انتقام
١٣٠ ص
(٩١)
6 - بدزبانى
١٣١ ص
(٩٢)
فهرست منابع
١٣٥ ص

اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٦ - رابطه اخلاق و مديريت

٣- اخلاق مديريت‌

اخلاق را مى‌توان در يك تقسيم‌بندى به دو نوع اخلاق عمومى و صنفى تقسيم كرد.

منظور از اخلاق عمومى، شناخت فضايل و رذايل، و آراستگى به فضايل و پيراستگى از رذايل است كه عموم مردم مسلمان بايد بدان آراسته شوند. امّا همين اخلاق عمومى، در اقشار مختلف، برجستگى‌ها، حساسيت‌ها و ملاحظه‌هاى ويژه‌اى مى‌طلبد. كه به مجموعه اين برجستگى‌ها و ويژگى‌ها «اخلاق صنفى» مى‌گويند.

روايات اسلامى، بر برخى از فضايل براى گروه خاصى از جامعه تأكيد بيشترى دارند.

به عنوان نمونه به ذكر يك روايت اكتفا مى‌كنيم. رسول خدا ٦ مى‌فرمايد:

«الْعَدْلُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْامَراءِ احْسَنُ؛ السَّخاءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْاغْنِياءِ احْسَنُ؛ الْوَرَعُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْعُلَماءِ احْسَنُ؛ الصَّبْرُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْفُقَراءِ احْسَنُ؛ التَّوْبَةُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الشَّبابِ احْسَنُ؛ الْحَياءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى النِّساءِ احْسَنُ.»[١]

عدالت نيك است، ولى از زمامداران نيكوتر است؛ سخاوت نيك است، ولى از اغنيا نيكوتر است؛ تقوا نيك است ولى از علما نيكوتر است؛ صبر نيك است، ولى از فقرا نيكوتر است؛ توبه نيك است، ولى از جوانان نيكوتر است؛ شرم نيك است، ولى از زنان نيكوتر است.

با توجّه به اين مقدّمه مى‌توان گفت «اخلاق مديريت» نوعى اخلاق صنفى است و منظور از آن برخى ضرورت‌هاى اخلاقى است كه مديران بيشتر بدان نيازمندند. تجلّى اخلاق در مديران با تجلّى آن در افراد عادّى متفاوت است. همچنين ويژگى‌ها و دقّت‌هاى اخلاقى مديران نيز با ويژگى‌ها و دقّت‌هاى اخلاقى افراد عادى تفاوت دارد.

رابطه اخلاق و مديريّت‌

در بينش اسلامى، اخلاق با مديريت رابطه تنگاتنگى دارد و مى‌توان گفت پاسدارى از موازين اخلاقى در مديريت از ضرورت بيشترى برخوردار است؛ زيرا مديريت و


[١] - نهج‌الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص ٤٢٤