اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٢٤ - وظيفه مدير
انْ اعْطِىَ حَسَدَهُ وَ انِ ابْتُلِىَ خَذَلَهُ»[١]
بسيار زشت است كه بندهاى دو چهره و دو زبان باشد؛ برادرش را حضورى بسيار ستايش كند و در غياب (با غيبت و بدگويى گوشت) او را بخورد، اگر ثروتى عايد برادرش گردد به او حسد ورزد و اگر گرفتار شود، او را رها سازد.
رسول گرامى اسلام ٦ نيز در سخنى، شخص دو رو را شرورترين مردم معرفى كرده[٢] و تجسم عمل او را در روز رستاخيز چنين بيان مىفرمايد:
«يَجىءُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ذُو الْوَجْهَيْنِ دالِعاً لِسانَهُ فى قَفاهُ وَ آخَرُ مِنْ قُدَّامِهِ يَلْتَهِبانِ ناراً حَتَّى يَلْهَبا جَسَدَهُ»[٣]
انسان دو رو، روز قيامت در حالى حضور مىيابد كه يك زبان آتشين از پشت سر و زبانى ديگر از پيش رويش آويزان است و پيكرش را نيز مىسوزاند.
وظيفه مدير
براى رهايى از رذيله دورويى كه دامى شيطانى است و ساختار روابط انسانى را ويران مىسازد، توصيههاى زير براى مديران اسلامى كارساز است:
١- با همكاران اعم از فرادست و فرودست صداقت داشته باشد؛ چنان كه خداوند به حضرت عيسى ٧ فرمود: «در آشكار و نهان، قلب و زبان واحد داشته باش.»[٤]
٢- در تهذيب اخلاق خود بكوشد و ناسرهها را از احوال و اعمال خويش بزدايد تا مجبور نباشد براى پوشاندن آنها، دو چهرگى پيشه كند.
٣- به نيروهاى خودى اعتماد كند و به آنان بها بدهد، مشورت نمايد و از استعدادهايشان مدد جويد و از اين طريق، صفا و يكرنگى را بر محيط كار حاكم كند.
[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ٣٤٣
[٢] - جامع السعادات، ج ٢، ص ٤٢٤
[٣] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٠٣
[٤] - همان، ج ١٤، ص ٢٩١