اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١١٥ - ديدگاه اسلام
كينه توزى نيروها نسبت به مدير و در نتيجه، عدم انسجام سازمان و پايين آمدن كارآيى آن مىگردد و چنين عملكردى قطعاً به صلاح مديريت نمىباشد. اين بخش را نيز با سخن نغزى از امام صادق ٧ به پايان مىبريم كه به همه اصحاب و پيروان خويش چنين سفارش مىكند؛
«لا تَطْعَنُوا فى عُيُوبِ مَنْ اقْبَلَ الَيْكُمْ بِمَوَدَّتِهِ وَ لا تُوقِفُوهُ عَلى سَيِّئَةٍ يَخْضَعُ لَها فَانَّها لَيْسَتْ مِنْ اخْلاقِ رَسُولِ اللَّهِ»[١]
به لغزشهاى كسى كه محبّتش را تقديم شما كرده، خرده مگيريد و او را به گناهى آگاه نسازيد تا مرتكب آن شود، چنين خصلتى از اخلاق پيامبر ٦ نيست.
از ظاهر حديث برمىآيد كه منظور از «گناه»، همان لغزش فرد باشد؛ يعنى با يادآورى لغزشِ فرد، حرمت آن خطا و گناه از بين رفته، فرد مجدّداً و اين بار با بىشرمى، مرتكب آن مىشود.
٨- همدردى
زندگى آدمى، همواره با رنج و سختى همراه است و آسيب و ابتلاها، گاه به اندازهاى شدّت مىيابد كه عرصه را بر انسان تنگ و در مواردى، زندگى را با مشكل مواجه مىسازد. آنچه در اين اثنا، كارآ و چارهساز است، حسّ همنوعى، همكارى و غمخوارى انسانهاست. افراد پاك سرشت در لحظههاى غمانگيز و خطرخيز به يارى همنوعان خود مىشتابند، امواج فتنه و خطر را مىشكافند و با رشادت و جوانمردى، بندگان خدا را به ساحل نجات و شادى مىرسانند و اجازه نمىدهند كه بار سنگين بلا و مصيبت، پشت آنان را بشكند.
ديدگاه اسلام
خصلت غمخوارى و همدردى با ايمان و اعتقاد دينى رابطهاى مستقيم و تنگاتنگ
[١] - فروع كافى، ج ٨، ص ١٥٠