اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٠٩ - ٦ - قدرشناسى و ارجگزارى
و غذا بدهند و در صورت قصاص، بيش از يك ضربه به او نزنند.[١] اينگونه رفتار در حالى بود كه آن امام همام، در جنگهاى صدر اسلام شركت فعّال داشت و بسيارى از قهرمانان و دلاوران مشرك را به هلاكت رسانده بود.
اين بخش را با سفارشى از آن امام پرصلابت و مهربان به پايان مىبريم كه به يكى از فرماندارانش به نام «حذيفة بن يمان» مىنويسد:
«... وَ آمُرُكَ بِالرِّفْقِ فى امُورِكَ وَاللّينِ وَالْعَدْلِ فى رَعِيَّتِكَ»[٢]
به تو فرمان مىدهم كه در كارهايت، در برخورد با مردم، با مدارا و نرمى و عدالت رفتار كنى.
٦- قدرشناسى و ارجگزارى
آدمى با راهنمايى فطرت و دين و خرد، درمىيابد كه قدردانى و سپاسگزارى از كسانى كه به او نيكى كردهاند، لازم و ضرورى است و هر چه نعمت و خدمت و خوبى بهتر و بيشتر باشد، قدردانى بيشترى را مىطلبد، چنان كه جايگاه احسان كننده نيز در كيفيت سپاسگويى مؤثّر است و به همين دليل، حمد و سپاس خداوند- كه منعم واقعى است- از هر كسى، فورىتر و واجبتر است، گرچه تنها تعداد اندكى از بندگان شايسته او از عهده چنين وظيفهاى برمىآيند؛
«... اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكُورُ»[٣]
اى آل داوود، شكر به جاى آوريد، گرچه- فقط- عده كمى از بندگان من، شكور هستند.
از سوى ديگر، خداوند خود به عنوان يگانه مدير جهان آفرينش، از كمترين خوبىِ كوچكترين موجود، سپاسگزارى مىكند و به همين جهت يكى از اسماى حسناى او نيز
[١] - همان، ج ٤٢، ص ٢٠٦ و ٢٨٥
[٢] - همان، ج ٢٨، ص ٨٨
[٣] - سبا( ٣٤)، آيه ١٣