آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ٢٠٢
چنانكه معمولا كسى كه به سبب نقصان مهرهها نمىتواند شاه را بگيرد (شهمات كند) به محاصره او مىپردازند[١]، و اين بازى محتاج تفصيل است اما در اين مختصر ميسر نيست. گروهى از صحابه و تابعين از جمله عبد اللّه ابن زبير، ابن عباس، ابو هريره، سعيد بن جبير و عطاء به بازى شطرنج پرداختهاند.
اما نگهدارى كبوتر براى آوازش و نيز سرگرمى و خواباندن مرغ روى تخم بىاشكال است و مسخرگى پيشه كردن و سخنان خندهآور گفتن و جامه غير متعارف پوشيدن، چنانكه فقيه قبا بپوشد يا كلاه كلوته[٢] گذارد كه در شهر وى معمول نباشد خلاف جوانمردى است و هركه سرش برهنه (بىكلاه) باشد و پاهاى خود را در ميان مردم دراز كند چنانكه خلاف رسوم ايشان باشد، نيز ناجوانمردى كرده است. و شايسته است كه شاهد در كوچه و بازار و پيش چشم مردم غذا نخورد و در شارع عام بول نكند و كالايى كه خريده است به سبب بخل در مزد حمالى، خود برندارد.
صاحبان حرفههاى پست از قبيل حجامت و پارچهبافى و نگهبانى و كار كردن در گرمابه و جمع كردن فضلات گوشت قصابان و ماهى فروشى و جز آنها مىتوانند شهادت بدهند و گواهى آنان پذيرفته است، زيرا كارشان مورد حاجت است، و به گفته بعضى شهادتشان مقبول نيست، زيرا اتخاذ شغلى با توجه به اينكه مردم آن را پست مىشمارند دليل سبك عقلى ايشان است، و قول ديگر اين است كه هرچه از نظر دين پست باشد مذموم است
[١]- اين كار در اصطلاح شطرنجبازان كيش دادن است.
[٢]- كلوته كلاهى است گوشهدار كه لاى بين آستر و رويه آن را پنبه كنند و آن را كودكان و نيز صوفيان پوشند و گوشههاى آن را در زير چانه بندند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|