آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٨
باب دوم در امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر بزرگترين پايه دين است و خدا همه پيغمبران را بدين كار فرستاد. اگر بساط آن برچيده شود و علم و عمل آن متروك گردد نبوت بيهوده و ديانت نابود باشد و فترت عام و گمراهى و نادانى و تباهى شايع گردد و چاره از دست برود[١] و شهرها ويران و بندگان هلاك شوند، اگرچه تا روز رستاخيز هلاك خود را نفهمند.
اما آنچه از آن بيم داشتيم وقوع يافته، چه به روزگار ما علم و عمل امر به معروف و نهى از منكر متروك شده و حقيقت و نشانهاش از ميان رفته و مداهنه و رياكارى بر دلهاى مردم غلبه يافته و توجه به خداوند فراموش شده است. مردم همچون چارپايان به پيروى از هواى نفس و شهوات تن در دادهاند و مؤمن راستين كه در راه خدا از سرزنش نترسد اندك شده است.
ازاينرو هركس در جبران اين فترت و رفع اين نقيصه بكوشد و به دانش
[١]- در متن« اتسع الخرق» آمده و اشارت است به مثل معروف« اتسع الخرق على الراقع».