آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ٢٢١
باب شصت و سوم در حسبت بر دباغان و مشكسازان
شايسته است كه محتسب مردى ثقه و آشنا به كار دباغى بر دباغان برگمارد و آنان را به خداى بزرگ سوگند دهد كه پوست را با آرد گندم و نخاله دباغت نكنند و در آستر اسقاط (؟) همان پوستى را به كار برند كه در رويه آنها مصرف مىكنند.
نبايد كه پوست بز را جز به قرظ يمانى (صمغ عربى)[١] دباغت كنند و بايد صمغ را هموزن پوست بگيرند، زيرا چنانكه اشاره كردهايم وزن صد پوست كوچك چهل رطل مصرى و وزن صد پوست بزرگ در حدود شصت رطل است و هرچه افزونتر باشد بر صمغ نيز بايد افزود مگر آنكه برحسب شماره پوستها باشد.
[١]- متن: قرظ يمانى، و آن صمغ عربى است كه به نام اقاقيا( جز اقاقياى معمولى) نيز خوانده مىشود.( فرهنگ فارسى معين) برگ سلم( به فتح اول و دوم) كه بدان دباغت كنند، كرت، كيكر، پوست ساقه آن قهوهاى رنگ است.
ر ك: اقرب الموارد و فرهنگ فارسى معين.