آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٨٤
باب چهل و نهم در حسبت بر منجمان و نامهنگاران
درباره منجمان احاديثى نقل شده است كه از اشتغال به طالعبينى و ستارهشناسى نهى مىكند. از زيد بن خالد جهنى روايت شده كه رسول خدا با ما در حديبيه نماز صبح گزارد. پس از نماز رو به مردم كرد و گفت: «آيا مىدانيد كه خداى شما چه گفته است؟» گفتند: خدا و رسولش داند. فرمود:
«بندگان من برخى مؤمن و برخى كافرند، اما كسى كه گويد: باران بر ما آمد به فضل و رحمت خدا، وى مؤمن است، و كسى كه گويد: باران به سبب تمايل ستاره نازل شد به من كافر است و به ستاره مؤمن.» اين حديث نشان مىدهد كه علم ستارهشناسى بر اساسى نيست بلكه دامى براى كسب روزى است.
منجمان و نامهنگاران نبايد بر دروازه و كوچه و دكان بنشينند بلكه بايد در شارع بنشينند، زيرا بيشتر كسانى كه نزد آنان مىآيند زناناند. در روزگار ما گروهى از جوانان و كسان ديگر بىآنكه نيازى داشته باشند در نزد منجمان و نامهنگاران مىنشينند تا با زنانى كه به قصد طالعبينى يا نامه نويسى در آنجا مىباشند گفتگو كنند و اين امر سبب تباهىهايى مىشود كه