آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٥١
يا طشت و جز آن بسازند به هنگام افتادن مانند شيشه زود مىشكند.
و محتسب نبايد اجازه دهد كه طشت مفرّغ[١] (؟) بسازند مگر آنكه محكم باشد چنانكه اگر بيفتد آسيب نبيند.
مس را ضريبههايى (درصدها) است: حمراء بزرگ ٥/ ٢ رطل به رطل مصرى، و سلطانيه ٥/ ١ رطل، سفريه ٢/ ١ ١ رطل، چينى ٤/ ١ ٢ رطل، چراغ ٦ رطل، چراغ پايه ٨ رطل، قالب هناب (؟) ٩ اوقيه و طبق مفرغ يك دست ٤/ ١ ٢ رطل است.
آهنگران
آهنگران نبايد كارد و مقراض و كلبتين (انبر) و مانند آن را از نرم- آهن[٢] بسازند، زيرا قابل انتفاع نيست و بعضى آن را به نام فولاد به مشترى عرضه مىكنند كه تدليس است و ميخهاى كج و دور انداخته را به ميخ تازه نياميزند بلكه آنها را رنگ زنند و جدا دارند تا موجب اشتباه نشود.
محتسب بايد در ساختن انواع ميخ و بيل و كلنگ و گاوآهن و همه ابزارهاى آهنى مراقبت كند و متقلب را تعزير كند و برملا سازد و اگر تكرار كند از ميان مسلمانان تبعيدش كند.
[١]- مفرغ در مقابل مسكوك است مثلا درهم مفرغ درهمى است كه در قالب ريخته شود اما مسكوك نباشد. ر ك: اقرب الموارد.
[٢]- در متن« ارمهان» است، در فهرست لغات كتاب به معنى نرم آهن آمده و بىشك مصحف نرم آهن است. دزى در ذيل قواميس العرب گويد:« نرم آهن لغة يعنى آهن نرم، معرب آن نرماهن و آن به نوعى از آهن نرم اطلاق شود» نظامى گويد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|