آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٤٩
زرگران درباره مواد جلادهنده و رنگها آگاهى بيشترى دارند. برخى از ايشان نقره را با مادهاى رنگ مىكنند كه هرگز نمىريزد مگر آنكه در روباص (؟) بخوابانند.
كورههاى ريختهگرى نبايد بلندتر باشد بلكه خمرهاى در سطح زمين بسازند چنانكه طلا و نقرهاى را كه زرگر در آن مىگدازد از چشم صاحبش پوشيده نباشد. و نيز نبايد از بوته چيزى كه موسوم به سيل النار است بدزدد، و در آن مس و مواد ديگر نياميزد.
همچنين انگشترسازان نبايد انگشترى را به وسيله سربى[١] (يا قلعى) كه در زير نگين تعبيه مىكنند سنگين كنند و به نام نقره به مردم بفروشند. و بايد صفات نگين را به راستى بگويند، زيرا غالبا شيشه رنگ كرده است. و اگر محتسب اطلاع يابد كه كسى به چنين كارها دست مىيازد تعزيرش كند و برملا سازد تا تباهكاران پند گيرند.
اما خاكه دكان زرگران را كه از آن مردم و مجهول المالك است شايسته است كه بفروشند و از طرف صاحبانش صدقه دهند. و روا نيست كه آن را جز در برابر فلوس (يا عوضى كه غير جنس باشد) بفروشند، زيرا به يقين آميخته به طلا و نقره است و سبب ربا مىشود.
[١]- متن: رصاص. و آن بر دو گونه است: رصاص سياه كه همان سرب و ارزيز است و رصاص سفيد كه همان قلعى است. ر ك: فرهنگ فارسى دكتر معين.