آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٣٣
خريدارى مىكنند و پيش از قبض آن را به ديگرى مىفروشند. همه اين امور حرام و نارواست. رسول خدا از بيع غير مقبوض بازداشت.
بر بازرگان واجب است كه همه عيوب كالا را چه پنهان و چه آشكار برشمارد و چيزى پنهان ندارد، زيرا در صورت كتمان ستمكار و متقلب است و به نصح[١] كار نبسته، حال آنكه نصح واجب است. و اگر كسى از دو روى جامه بهترين آن را نشان دهد و ديگرى را پنهان دارد، يا جامه را در محل تاريك عرضه بدارد خيانت كرده است.
دليل حرمت تقلب حديثى است كه از رسول خدا روايت شده است بدين مضمون كه وى بر فروشنده طعامى بگذشت او را خوش آمد. دستش را در آن فروبرد و رطوبتى ديد. گفت: «چرا مرطوب است؟» مرد پاسخ داد كه: «آب باران آن را خيس كرده است.» فرمود: «چرا آن را بالاى طعامها نگذاشتى تا مردم ببينند! هركس خيانت كند از ما نيست.»[٢]
«نصح» نيز چنانكه اشاره شد واجب است، بنا به حديثى كه از پيغمبر روايت شده است كه وى به هنگام بيعت جرير و مسلمان شدن او نصح را نيز بر او مقرر داشت. و جرير موقع فروش كالا عيوب را برمىشمرد، سپس خريدار را مخير مىداشت و مىگفت: اگر خواهى بخر وگرنه فروگذار.
بدو گفتند: در اين صورت دادوستد انجام نمىپذيرد. گفت: ما با رسول خدا بر «نصح» درباره همه مسلمانان بيعت كردهايم.
بازرگان بايد در مورد نحوه خريد و مقدار رأس المال راست بگويد،
[١]- مراد از« نصح»( پند دادن) چنانكه از سطور بعد برمىآيد اين است كه پس از آنكه عيوب را بر خريدار برشمارد بگويد: اگر خواهى بخر وگرنه فروگذار.
[٢]-« مر( النبى) برجل يبيع طعاما، فأعجبه، فأدخل يده فرأى بللا، فقال:
ما هذا؟ فقال: اصابته السماء. فقال: هلا جعلته فوق الطعام حتى يراه الناس. من غشنا فليس منا».