آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٢٢
برخى زعفران را با گوشت مرغ خانگى يا گاو مىآميزند، بدينسان كه گوشت را در آب مىخيسانند و بعد بدان نمك مىپاشند و خشك مىكنند و به زعفران مىآميزند. زعفران تقلبى را بدين شناسند كه اندكى از آن در سركه مىخيسانند، اگر به هم پيوست و فراهم آمد مغشوش وگرنه خالص است.
برخى از ايشان جنوى (؟) را با كيتلانى (؟) مىآميزند و به نام «جنوى» مىفروشند و نيز معسل را با كيتلانى آميخته به نام «جنوى» مىفروشند.
بعضى مشك را با راوند تركى يا خون سياوشان[١] و رامك قاطر[٢] مىآميزند و در اندرون نافهاى[٣] قرار مىدهند. براى شناختن آن، آن را در گلاب (ماء ورد) مىسايند و آب قرمز مىشود، اما راوند چون چوب است بالاى گلاب مىماند.
مشك خالص را چون بسايند بويش قوى مىشود. برخى از عطاران در تهيه مشك تقلب مىكنند، بدينسان كه نافه را از پوسته املج[٤] و شيطرج هندى[٥] مىسازند و مشك را با آب و صمغ صنوبر و شبيه آن مىآميزند و در اندرون نافه مىكنند و سر آن را با صمغ مىبندند و سپس بر سر تنور خشك مىكنند. براى شناختن نافه تقلبى بايد آن را بازكنند و مقابل دهان گيرند، اگر
[١]- متن: دم الاخوين، و عندم نيز خوانند.
[٢]- رامك تركيبى است از زاج سياه و مازو و پوست انار و صمغ و دوشاب انگورى كه خوردن آن دفع اسهال كند.( آنندراج) و« قاطر» نوعى درخت خون سياوشان كه آن را دراسنا و شيان نيز نامند( فرهنگ فارسى معين).
[٣]- متن: نافجه: كه به فارسى نافه و به معنى كيسهاى كه مشك در آن است.
[٤]- املج يا آمله درختى است از تيره فرفيون( فرهنگ فارسى معين).
[٥]- شيطرج گياهى است نسبتا زيبا، داراى ساقههاى منشعب و شاخههاى زاويهدار كه به حال خودرو مىرويد. بر روى شاخههاى متعدد آن گلهاى گلى يا بنفش رنگ ظاهر مىشوند و آن را حشيشة الاسنان نيز خوانند( فرهنگ فارسى معين).