آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١١٣
گلاب ماده اصلى در دارو نيست و تنها به منظور رسانيدن عصاره ميوه و گل يا عقاقير به اعضا از آن استفاده مىشود، زيرا كار كبد[١] اين است كه به شيرينى متمايل باشد، ازاينرو آن را وسيله قرار مىدهند كه شربت را به سرعت به اعضا برساند.
قانونى كه حكماى گذشته در ساختن شربتها مقرر كردهاند عبارت از يك سوم عصاره ميوه است چنانكه پيش از اين گفتيم. اما عقاقير و گياهان خشك و گلها و آبها به اختلاف شربتها گوناگون مىشوند: در بعضى از آنها مقدار گلاب با گياه (عقار) برابر و در بعضى كمتر و در بعضى بيشتر است و مقدار همه آنها بستگى به كيفيت شربت مطلوب به هنگام حاجت و برحسب راى پزشكان است.
معجونها نيز نامهاى بسيار دارند و همچنين است قرصها، ربها، داروهاى ليسيدنى (مكيدنى؟)، جوارشيات[٢]، حبوب، ايارجات[٣]، شيافها و چيزهايى كه از مطبوخات مىسازند. و اگر در اين باب آنچه گفتنى بود مىگفتم و استقصا مىكردم سخن به درازا مىكشيد، ازاينرو شماره بسيارى از شربتهاى معمول و مورد استفاده را بيان كردم تا عموم را سودمند افتد.
محتسب بايد در تهيه مواد گياهى، قرصها، معجونها و سفوفات[٤]
[١]- متن: كيد، و ظاهرا نادرست است.
[٢]- جوارشيات يا جوارش( معرب گوارش) معجونى است مفرح و مقوى و محلل رياح و مصلح اغذيه( فرهنگ فارسى معين).
[٣]- ايارجات معرب اياره( فارسى) كه ياره نيز گويند، تركيبى است كه پزشكان براى لينت مزاج دهند( ر ك: آنندراج ذيل ياره).
[٤]- سفوفات جمع سفوف( به فتح اول) به معنى داروى خشك كوبيده و هرگونه گرد دارويى و اختصاصا مخلوطى از كوبيده دانههاى گرد شده چند گونه گياه طبى است كه به عنوان بادشكن مصرف مىشده، و اين گياهان عبارتند از: زيره سياه، تخم گشنيز، گز علفى، ترنجبين و جز آن.( فرهنگ فارسى معين).