آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١١١
چوب (عود)، شربت برف، شربت تمرهندى، شربت بارهنگ، شربت زرشك، شربت عناب، شربت خشخاش، شربت مورد[١]، شربت مارچوبه، شربت اصطخودج (؟)، شربت گشنيز[٢]، شربت زوفا[٣]، شربت نرگس، شربت شفتالو، شربت مفرح، شربت ميوه (فاكهه)، شربت راوند[٤]، شربت كافور پرورده، شربت بسبايج[٥] (بس پايك)، شربت نعناع، شربت مراقيا[٦]، شربت سركه (خل)، شربت انگبار (انجبار)[٧]، شربت ترشك[٨]، شربت عرق شيرينبيان، شربت گورگياه[٩]، شربت نارنج، شربت نجيل[١٠]،
[١]- در متن« آس» و آن گياه يا درختى است به گونههاى مختلف: آس احمر يكى از گياهان تيره خلنگ( خدنگ؟) و آس برى صغير درختچهاى است داراى ميوه ترش مزه مطبوع خوراكى، و شايد مراد در اينجا همين درختچه باشد كه از آن شربت مىساختند.
[٢]- متن: كزبرة البير، كزبره يعنى گشنيز، اما« بير» معلوم نشد.
[٣]- زوفا يا زوفاء گياهى است با ريشههاى ضخيم و منشعب با برگها و گلهاى معطر. اسانس اين گياه مشابه اسانس نعناع است و مصرف طبى دارد( فرهنگ فارسى معين).
[٤]- راوند يا ريوند گياهى است كه از ساقه خزنده آنكه ريشه ريوند ناميده مىشود و نيز از برگهاى آن استفاده طبى كنند، گونه خوراكى اين گياه به نام ريواس موسوم است( فرهنگ فارسى معين).
[٥] بسبايج يا بسفايج معرب بس پايك( بسيارپا) سرخسى است كه در ايران در نواحى مازندران و گيلان و گرگان فراوان مىرويد ...( فرهنگ فارسى معين).
[٦]- مراقيا يا مراكيه نوعى از درخت شوره( آنندراج).
[٧]- ر ك: حاشيه ١ صفحه قبل.
[٨]- متن: حماض، و آن ترشك است. گياهى است با ريشه ضخيم كه در چمنزارها و كشتزارها رويد( فرهنگ فارسى معين). قسمتى از آن ترش و قسمتى تلخ است( آنندراج).
[٩]- متن: اذخر.
[١٠]- نجيل نوعى گياه شور است.