آيين شهردارى / ترجمه - ابن اخوه، محمد بن محمد - الصفحة ١٠٥
باب بيست و سوم در حسبت بر حلواپزان
حلوا انواع بسيار و گوناگون دارد و نمىتوان آنها را به يك صفت توصيف كرد، و اندازه مواد آن بسته به انواع آن است از قبيل نشاسته بادام، پسته، خشخاش و جز آن، و گاهى مادهاى در يكى از آنها بسيار و در ديگرى اندك است، و در همه حال به عرف بازبسته است. اينك مشهورترين آنها را ياد مىكنيم: مقرضه (حلواى عسل)، صابونى، لوزيه (بادامى)، خشخاشى، پستهاى، خبيصه يقطين (حلوايى ساخته از روغن و خرما)، قاهريه، مشبك، زقلبع، مصطنعيه، قطاب[١] پخته، عاضديه، رأس العصفور (سر گنجشك)، ساق خادم، حما (؟)، البانوا (؟)، زولبياى فرنگى، كاك تركى[٢]، افطلوا، تالفه،
[١]- متن:« قطائف»، و آن قطاب است كه نوعى شيرينى است و از آرد سفيد و نشاسته و تخم مرغ و روغن با شرايط خاص مىپزند. ر ك: فرهنگ فارسى دكتر معين.
[٢]- متن« كعك» است و آن به فارسى كاك و در قبطىKake است و نانى است پخته از آرد خشكه با روغن و شير، و بعضى آن را كليچه دانستهاند ... ر ك: فرهنگ فارسى دكتر معين.