در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٧ - فصل دوم رابطه عصمت با علم غيب
خداوند متعال مىفرمايد:
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ.[١]
«و خدا شهرى را مثَل زده است كه امن و امان بود (و) روزى اش از هر سو فراوان مىرسيد، پس (ساكنانش) نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به (سزاى) آنچه انجام مىدادند، طعم گرسنگى و هراس را به (مردم) آن، چشانيد».
معناى آيه اين است كه: ثبات، آرامش، حركت هدفمند در پيوند بين افراد جامعه، كار، توليد، رفاه، فراوانى اجناس و فراگير شدن امنيّت در همه زمينهها، همه اين امور، پديدههاى نيكويى هستند كه به سبب پايبندى مردم به جلوههاى عملى شكرگزارى مثل عدالت، محبّت و مساوات به دست مىآيد، امّا اگر جامعهاى از اين ارزشها تهى شود و خدا را محور فعاليّت و حيات خود قرار ندهد و به گذشته توحيدى درخشان خود كافر شود و آن را با خدايان متعدّد عوض كند- مثلًا دنباله رو انسانى توانگر شود، يا از نفس، شيطان و حبّ ثروت و قدرت پيروى كند- اين امور باعث توزيع نادرست (ثروت) و سيطره ظلم و ناامنى و شيوع ترس و فقر و اختلاف
[١] - نحل( ١٦): ١١٢.