در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٨ - بخش دوم آياتى كه علم غيب را منحصر در خداوند متعال مىداند و آن را از ديگران نفى ميكند
ندارند؛ زيرا شيوه رايج قرآن در بيان افعال الهى مانند آفريدن، روزى دادن و ميراندن به اين گونه است كه از يك جهت، نفى و از جهت ديگر، اثبات مىكند؛ مانند آيه:
اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنفُسَ.[١]
«خدا روح مردم را به تمامى باز مىستاند».
كه ظاهراً انجام عمل به طور مستقيم و بى واسطه را مىرساند. و آيه:
قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ.[٢]
«بگو: فرشته مرگى كه بر شما گمارده شده جانتان را مىستاند».
كه از آن، وجود واسطه در اين كار بر مىآيد، امّا با تأمّل در آيات، در مىيابيم كه آيه اوّل يك جهت را اثبات مىكند و آيه دوّم، جهت ديگر را، پس تعارض، يا نفى و اثبات وجود ندارد؛ زيرا آيه اوّل، ثابت مىكند كه در اصل، خداوند جان مردم را مىگيرد و آيه دوّم، ثابت مىكند كه فرشته مرگ (عزرائيل) به فرمان خداوند، اين كار را انجام مىدهد، پس بر اساس هر دو آيه خداوند توسّط عزرائيل جانها را مىگيرد.
در مورد «علم غيب» نيز همين گونه است، آن دسته از آياتى كه علم غيب را مخصوص خداوند مىداند، ناظر به علم ذاتى و ازلى خداست كه به او اختصاص دارد، امّا آن دسته از آيات كه درباره
[١] - زمر( ٣٩): ٤٢.
[٢] - سجده( ٣٢): ١١.