در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٠ - ٤ - نظر فخر رازى
براى آنان دست مىدهد، نقل مىكنند؛ چه آن گروه، به هيچ چيز مقيّد نيستند و از اين رو، در اين باره بى هيچ تكلّفى سخن مىگويند و از شگفتيهايى خبر مىدهند و چه بسا كه فقيهان، منكر مقامات ايشان باشند؛ چه آنان را از تكليف ساقط مىيابند و معتقدند ولايت جز با عبادت ميسّر نمىشود، ولى اين پندار غلط است؛ زيرا خدا احسان و كرم خويش را به هر كه بخواهد، ارزانى مىفرمايد».[١]
روشن است كه «ولايت» و «مكاشفه» مورد نظر ابن خلدون، غير از ولايت و علم معصوم است؛ زيرا علم خدادادى معصوم و رفتار و كردار او از يكديگر جدا نيستند. علّت پديد آمدن رفتار و كردار، علم و يقين به وجود شيء واحساس نياز به آن است.
اين گونه نيست كه رفتار انسان به علّت عدم علم پديد آيد، يا اين كه با علم او مخالف باشد و الّا مانند كسى است كه يقين دارد پشت سر او آب وجود دارد و با اين كه نيازمند به آب است، در غير آن جهت، به دنبال آب مىگردد.
٤- نظر فخر رازى:
وى در كتاب تفسير خود،[٢] تنها «كرامت» را در قرآن اثبات مىكند، نه بيشتر، در حالى كه ما مىخواهيم علم خدادادى را به عنوان يك ويژگى لازم براى معصوم اثبات كنيم. تنها چيزى كه
[١] - مقدمه ابن خلدون: ١/ ٢٠٤.
[٢] - التفسير الكبير، فخر رازى: ٢١/ ٩١.