إستفتائات جديد - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٣٤٢ - چند مسأله
خواهر مىشود، در صورتى كه غير از او كس ديگرى از طبقه ثانيه نباشد، و الّا بايد مرافعه با ديگران صورت گيرد و خواهر سهم خود را مىبرد؛ و بعيد نيست در صورتى كه مادر بچه زنى عادل باشد ربع سهم بچه را بتواند اخذ نمايد، و الله العالم.
(١٥١٥)
آيا مىشود در عقد دائم شرط كرد دخول و وطى نباشد؟ اگر بعدها با رضايت طرفين وطى صورت گيرد و داراى بچه شوند، آيا عقد قبلى كافى است؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ اگر شرط كردند كه جماع نشود- نه اينكه زوج حقّ جماع نداشته باشد- نكاح مزبور صحيح است و احتياج به تجديد عقد ندارد، و الله العالم.
(١٥١٦)
در ضمن عقد نكاح مرد شرط كرده ازدواج دوم نكند، ولى به دليل مشكلى كه همسر نخست داشته مرد ناچار مىشود همسرى موقت اختيار كند، آيا از نظر شرع ازدواج دوم سبب فراهم شدن طلاق از سوى همسر دائم مىگردد؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ اگر ضمن عقد نكاح شرط شده كه زوجه وكيل باشد از طرف زوج تا در صورت ازدواج دومِ زوج و لو به صورت موقت، خود را طلاق بدهد، زوجه مزبور مىتواند در اين صورت از ناحيه زوج خود را طلاق بدهد، و الله العالم.
(١٥١٧)
اگر زن به عقد راضى بوده و تا كنون وكالت را باطل نكرده باشد، آيا عمو يا ساير بستگان مىتوانند او را به جدايى مجبور كنند؟ آيا مىشود بدون طلاق به شخص ديگرى شوهر كند؟
[جواب]
باسمه تعالى؛ در صورتى كه زن وكيل را عزل نكرده است- كما اينكه فرض سؤال است- عقد نكاحى كه وكيل اجرا كرده، صحيح است؛ و بدون طلاق، زن نمىتواند به شخص ديگر شوهر كند؛ و همچنين است اگر وكيل را عزل كرده و قبل از رسيدن خبر عزل، وكيل عقد را جارى كرده باشد، و الله العالم.
(١٥١٨)
در ضمن عقد زوجه شرط مىكند كه زوج حق ندارد بدون اجازهاش او را به شهر ديگر ببرد، آيا رفتن به روستا اسقاط سكنى است؟ و اگر با رفتن قصد اسقاط