گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٧٦ - نظريه سوم تفسير رسالت تاريخى

جه بسا بتوان گفت پيامبر اكرم (ص) و ائمه (عليهم السّلام) هشتاد درصد از تأثيرگذارى‌شان بر بشريت از خلال اين بوده است كه تمامى ارزش‌ها را در وجود خويش تجسم و تجسد بخشيده‌اند. ليكن اگر فرض كنيم كه آن بزرگواران براى تغيير جوامع و تربيت نسل‌ها تنها و تنها به مجرد تعبير و تنظير و بيان مفاهيم و كليات مى‌پرداختند اين امر بيشتر از بيست درصد نمى‌توانست تأثيرگذار باشد. زيرا همانگونه كه گفتيم تأثيرپذيرى انسان از امر محسوس به مراتب بيشتر از تأثيرپذيرى او از امر معقول است.

بيمارى سستى در اراده امت اسلامى و روحيات آن:

امر سوم: اين از بيمارى‌هايى است كه دامن‌گير نوع تمدن‌هاى بشرى مى‌شود- و حتى دامن‌گير رسالت‌هاى آسمانى نيز مى‌گردد؛ زيرا چنان كه گفتيم رسالت‌هاى الهى نيز از خلال طرق و وسايل بشرى جوامع را تغيير مى‌دهد- اين است رسالت‌ها و نهضت‌ها در آغاز شكل‌گيرى، در نفوس معتقدين به خود شعله‌هايى از انگيزه و اميد و تحرك به سوى رسيدن به هدف ايجاد مى‌كنند و در واقع نوعى از اميد و انگيزه روحى در افراد مؤمن به هدف وجود دارد كه آنها را به سمت فداكارى براى نيل به آن هدف سوق مى‌دهد. ليكن پس از مدتى كه آن نهضت به ثمر مى‌نشيند و مجارى امور را به دست مى‌گيرد به واسطه نقاط ضعيفى كه در تركيب بشرى نوعاً موجود است، به‌