گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤٨ - نظريه دوم تفسير سياسى

به سوى احد و صفين حركت نمودند. ليكن مشيت الهى و حوادث و متغيرات سرنوشت اين حركت را چنين رقم زد كه به نتيجه از پيش تعيين شده دست نيابد. چنانكه جنگ صفين نيز به نتيجه‌اى كه امام على (ع) مى‌خواستند نرسيد و بلكه برعكس نتيجه آن به ضرر امام (ع) شد چنانكه سبب به وجود آمدن غائله خوارج و نهروان و در نهايت شهادت خود امام (ع) گشت.

اين نظريه نيز كه از جانب برخى نويسندگان شيعه مطرح شده است نظريه درستى نيست و محتاج به پالايش است. البته واضح و بديهى است كه مراد صاحبان اين تفسير اين نيست كه امام حسين (ع) به هدف حاكم شدن و امارت بر مردم قيام نموده است. زيرا اين امر خلاف منطق آن حضرت و نيز ناسازگار با مقام و عصمت ايشان است. بلكه هدف ايشان به دست گرفتن حكومت به عنوان طريقى مشروع براى اجراى احكام خداوند متعال در زمين بوده است. چرا كه رسالت و احكام و سازمان‌هاى مرتبط به آن در زمان معصوم به جز از خلال حاكميت و خلافت و حكومت وى، برپا نمى‌گردد ... پس هدف سياسى امام (ع) كه همانا به دست گرفتن حكومت بوده است با انگيزه اداء تكليف شرعى كه بر دوش آن حضرت به عنوان امام معصوم وجود داشته، بوده است. چنان كه نبى اكرم (ص) هنگامى كه حكومت را در مدينه و بعداً در مكه به دست‌