توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٢ - الحاقى دوم وظايف متقابل مردم و حكومت اسلامى
«به خدا اين كفش در نظرم بهتر از حكومت شما است مگر اينكه حقى را برپا دارم يا باطلى را دفع كنم» بلى حكومت، وسيله خدمت به دين و دنياى مردم است نه هدف أصلى و نه وسيله استفادهجويى فردى.
اين هم بعضى از جملات نهج البلاغه كه از زبان حضرت على (ع) نقل شده است:
«خداوند براى من بر شما حقى قرار داده از جهت عهدهدارى زمام امر شما و براى شما بر من حقى است مانند حقى كه بر شما مىباشد.
در توصيف و طرفدارى، ميدان حق از همهچيز وسيعتر است همه مردم دم از حق مىزنند و خود را طرفدار آن مىشمارند. و در هنگام انصاف ميان حق و عمل به آن دايره حق از هرچيز تنگتر است هر كسى حق را طرف خود محدود مىنمايد به سود كسى اجرا نمىشود مگر آنكه به سود او هم خواهد تمام شد.
اگر كسى باشد كه حق براى او اجرا شود بر او نباشد، هرآيينه خالص خداوند سبحان است نه خلق خدا. اين به خاطر قدرت او بر بندگان و عدل او در هرچيزى كه بر آن حوادث قضا جريان دارد مى باشد، ولى خداوند حق خود را بر بندگان همين مقدار مقرر داشته كه او را اطاعت نمايند و جزاى اطاعت بندگان را افزايش ثواب گردانيده