دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - ٣/ ٨ روايتهاى دربردارنده شمار و نام امامان
كند، رسالت مرا نفى كرده است. هر كه برترىِ او را رد كند، از من كاسته است و هر كه با او بجنگد، با من جنگيده است. هر كه او را دشنام دهد، مرا دشنام داده است؛ چرا كه او از من است [و] از سرشت و گِل من آفريده شده است، و او شوهر دخترم فاطمه و پدر دو فرزندم، حسن و حسين، است».
سپس فرمود: «من و على و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، حجّتهاى خدا بر خلق او هستيم. دشمنان ما دشمنان خدا، و دوستان ما دوستان خدايند».[١]
١٤٧. كمال الدين- به نقل از امام رضا عليه السلام، از پدرانش عليهم السلام-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس دوست دارد كه به دين من چنگ زند و پس از من، بر كشتى نجات بنشيند، به على بن ابى طالب اقتدا كند، و با دشمن او دشمنى و با دوست او دوستى ورزد؛ چرا كه او، هم در زندگىام و هم پس از مرگم، وصىّ من و جانشين من در ميان امّتم است. او پيشواى هر مسلمانى و امير هر مؤمنى پس از من است. سخن او، سخن من است و فرمان او، فرمان من و نهى او، نهى من. پيرو او، پيرو من و ياور او، ياور من است، و آن كه از يارىِ او دست كشد، از يارى دادن به من دست كشيده است».
سپس فرمود: «هر كس پس از من، از على جدا شود، در روز قيامت، نه او مرا مىبيند و نه من او را مىبينم. هر كس با على مخالفت ورزد، خداوند، بهشت را بر او حرام مىگرداند و جايگاهش را آتش قرار مىدهد و اين، بد فرجامى است! هر كس على را تنها بگذارد، خداوند، او را در آن روزى كه به پيشگاهش مىروند، تنها مىگذارد، و هر كس على را يارى دهد، خداوند، او را در روزى كه به ديدارش مىرود، يارى مىرساند و هنگام پرسش، حجّتش را به او القا مىكند».
سپس فرمود: «حسن و حسين، پس از پدرشان، پيشوايان امّت من هستند و آقاى جوانان بهشت اند. مادرشان، بانوى بانوان جهان است و پدرشان سَرور اوصيا. از نسل حسين، نُه امام هست كه نهمينِ آنان، قائم از فرزندان من است. فرمانبرى از آنان،
[١]. الأمالى، صدوق: ص ١٩٤ ح ٢٠٥( با سند معتبر)، بشارة المصطفى: ص ٢٤، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ١٢٦( با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٢٢٧ ح ٥.