دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٤ - ١ ارزيابى سند احاديث
افزون بر اين، آلبانى، برخى طُرُق اين حديث را صحيح مىداند.[١] اين حديث همچنين در صحيح مسلم[٢] و صحيح البخارى[٣] روايت شده كه اين نقلها نيز نزد اهل سنّت معتبر شمرده مىشوند، هر چند در نقل بخارى به جاى «اثنا عشر خليفة»، «اثنا عشر أميراً» آمده است.
ج. گزارش جابر بن سَمُره با همان اسنادى كه در منابع اهل سنّت آمده، در منابع حديثى شيعه نيز نقل شده است.[٤]
د. احاديث ياد شده، علاوه بر جابر بن سَمُره[٥] از طريق عبد اللَّه بن عمر،[٦] عبد اللَّه بن مسعود،[٧] عبد اللَّه بن عمرو بن عاص،[٨] انَس بن مالك[٩] و عبد اللَّه بن ابى اوفى[١٠] نيز نقل شدهاند؛ ليكن منابعى كه اين گزارشها را روايت كردهاند، مصادر شيعىاند.[١١]
ه. نكته قابل تأمّل، اين است كه: سخنى سرنوشتساز با آن اهمّيت كه آينده رهبرى در جامعه اسلامى را رقم مىزند، چرا آن گونه كه بايد، مورد توجّه صحابيان قرار نگرفته و آنان كمتر به نقل آن پرداختهاند، تا آن جا كه حديث «اثنا عَشَرَ خليفة (دوازده خليفه)» به حديث جابر بن سَمُره معروف گرديده است؟
[١]. سلسلة الأحاديث الصحيحة: ج ١ ص ٦٥١ ش ٣٧٦.
[٢]. ر. ك: ص ٣٣٢- ٣٣٤ ح ١١١- ١١٣.
[٣]. ر. ك: ص ٣٤٠ ح ١٢٣.
[٤]. ر. ك: الخصال: ص ٤٦٩- ٤٧٣ ح ١٢- ٣٠( با نوزده سند)، المناقب، ابن شهرآشوب: ج ١ ص ٢٤٨- ٢٥٠، العمدة: ص ٤١٦ ح ٨٥٦ و ص ٤١٩ ح ٨٧١، كشف الغمّة: ج ١ ص ٥٧- ٥٨، إعلام الورى: ج ٢ ص ١٥٨، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٢٣٩ ح ٣٨.
[٥]. ر. ك: ص ٣٣٢- ٣٣٦ ح ١١١- ١١٦.
[٦]. ر. ك: ص ٣٣٨ ح ١١٨- ١١٩.
[٧]. كمال الدين: ص ٢٧٩ ح ٢٦، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٢٥٦.
[٨]. ر. ك: ص ٣٣٩ ح ١٢٠.
[٩]. ر. ك: ص ٣٤١( روايت عبد اللَّه بن أبي اوفى).
[١٠]. ر. ك: ص ٣٤١( روايت انس).
[١١]. ر. ك: ص ٣٣٨- ٣٤٠ ح ١١٨- ١٢٢.